راهی به سوی نور

راهی به سوی نور

الهی به امید تو...
ما از نعمت های تو کفر را بیرون کشیدیم،
تو بیا از بدی های ما خوبی را به ما هدیه کن،
که آن کار ماست "بَدَّلوُا نِعمةَ اللهِ کُفراً"
و این کار تو "یُبَدِّل الله سَیِّئاتِهِم حَسَنات"...

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

مطالب پربحث‌تر

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سید مهدی شجاعی» ثبت شده است

#سقای_آب_و_ادب

#سید_مهدی_شجاعی


آن طلب که در «هَل مِن ناصر یَنصُرنی» است، برای یاری من نیست. من مردم را به یاری خودشان فرا خوانده ام. من مردم را به یافتن خودشان دعوت کرده ام. من آن سرشت الهی مردم‌ام که در دشت غفلتشان فراموش گشته ام. من آن «فِطرتَ الله» ام که «فَطَرَ الناس عَلَیها». من آن خود حقیقی مردم‌ام که مغفول و مهجور مانده‌ام.  من آمده ام که آن پیمان پیشین مردم را، آن پاسخ «اَلَستُ برَبِّکم» را یادشان بیاورم.

ای مردم!

...راجِعوا اَنفُسَکم و عاتِبوها...

سقای اب و ادب

پ.ن: حتما حتما حتما کتاب و بخونید، صفحه صفحه اش روضه های جانگدازه....

راهی به سوی نور
۰۹ مهر ۹۶ ، ۱۱:۴۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#طوفان_دیگری_در_راه_است

#سید_مهدی_شجاعی


الآن سه ساعت از نیمه شب گذشته ولی من آنقدر سرشار از هیجان و شگفتی‌ام که تا این نامه را برایت ننویسم خوابم نمی‌برد. امروز با یک انسان محیرالعقول مواجه شدم. فکر نمی‌کنم که تو هم در تمام عمرت آدمی به این بزرگی و عظمت دیده باشی. حتماً ندیده‌ای! اگر دیده بودی قطعاً به من می‌گفتی. آدمی که می‌تواند سرنوشت انسان را تغییر بدهد. نه فکر کنی که با سحر و جادو و این حرفها، نه! با حضورش. با بودنش. با شخصیتش. با روح بلند و دل دریایی‌اش. 

حسابش را بکن، کسی که در رشته مهندسی مکانیک در دانشگاه تهران شاگرد اول شده، با بورس تحصیلی به آمریکا آمده، در اینجا دکترای فیزیک کوانتوم گرفته، در میان تمام دانشگاه‌های آمریکا مقام اول را کسب کرده، بلافاصله بعد از اخذ مدرک دکترا، در یک شرکت معتبرآمریکایی با بالاترین حقوق و امکانات استخدام شده و درست زمانی که می‌توانسته محصول زحماتش را بچیند و بیشترین کیف دنیا را بکند، همه این‌ها را رها کرده و رفته لبنان تا دینش را به خدا و پیغمبر و شیعیان مظلوم ادا بکند. 

طوفان دیگری در راه است

پ.ن: دلم می خواد اقای شجاعی رو از نزدیک ببینم بپرسم دنیا انقدر قشنگه یا نگاه شما به دنیا؟

پ.ن۲: کاش درباره همه چی می نوشتید! انقدر که خوب می نویسید...

پ.ن۳: دوتا نویسنده بودن که بدون اینکه چیزی از محتوای کتاب بدونم کتاباشونو می خریدم...حالا شد ۳تا!

راهی به سوی نور
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

یک زمانی فکر می کردم که خوشبختی یعنی داشتن سلامتی، داشتن زندگی خوب و مطمئن، رفاه و آسایش، داماد کردن پسر، عروس کردن دختر، بغل کردن و بوسیدن نوه، داشتن امکانات گردش و تفریح و...چیزهایی از این قبیل.

کمی که بزرگتر شدم و به ارزیابی واقعی تری از قد و قواره و ابعاد دنیا رسیدم، از تعریف های قبلی خودم نسبت به زندگی و‌خوشبختی و سعادت، خنده ام گرفت.

مضحک بودن همه ی آن تعریف ها و آمال و آرزوها یک واقعیت است. ولی واقعیت دیگری هم هست و آن این که همین تعابیر و تعاریف کودکانه و خنده دار، برای عموم مردم، جدی ترین وجه زندگی تلقی می شود و همه تمهیدات و برنامه ریزی ها و جهت گیری ها و تحرکاتشان، برای رسیدن به این اهداف و تعاریف سامان می گیرد.

برای من سالیان متمادی سؤال بود که علت این اشتباه فراگیر چیست؟

چرا همه ی دغدغه‌ی عموم مردم شده است سبقت گرفتن از یکدیگر در مسابقه ای که از بنیان پوچ و بیهوده و بی توجه است؟!

به گمان من، تمام پاسخ سؤالِ به این بزرگی، در یک کلمه خلاصه می شود و آن غفلت است؛ غفلت عمیق و عمومی...

پ.ن: مطلب بخشی بود از کتاب فوق الععععععاده طوفان دیگری در راه است

پ.ن۲: کی می شه نگاه همه انقدر بزرگ بشه!؟

پ.ن۳: آدما تا چندسال باید بگردن تا خودشونو پیدا کنن؟ من گُمَم یا پیدا؟

راهی به سوی نور
۱۶ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۲۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#دموکراسی_یا_دموقراضه

#سید_مهدی_شجاعی


توضیح و توجیه، قبل از انجام هرکار، کاملا فرسوده و نخ نماست. سیاستگزاری و برنامه ریزی ما باید به گونه ای باشد که مردم تحقق آرمان های خود را در برنامه های ما ببینند.

به عبارت دیگر برآورده ساختن خواسته ها و نیازهای مردم در مقام حرف و شعار، کاری است پسندیده و شایسته اما به عنوان برنامه یا سیاست، ابلهانه ترین کار ممکن است. هنر ما باید نیازآفرینی باشد و آرزوسازی و خواسته پردازی، به گونه ای که مردم در یکایک طرح ها و برنامه های ما، تجلی آرزوها و تحقق آرمان های خودشان را مشاهده کنند. در این صورت مسأله پرسش و پاسخ و توضیح، از بنیان منتفی می شود. اگر شما به کسی که تشنه است یا تشنه شده است، آب برسانید، تنها چیزی که از شما طلب نمی کند، دلیل است و تنها نکته ای که به ذهنش متبادر نمی شود،سوال.

پ.ن: اگه سال چاپ کتاب ۸۸نبود فکر می کردم منظور از دموقراضه یکی از رجال سیاسی فعلی کشوره...آدم یاد خیلی از کارای این روزا میوفتاد.‌‌


راهی به سوی نور
۱۵ تیر ۹۶ ، ۱۷:۱۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

#صمیمانه_با_جوانان_وطنم

#سید_مهدی_شجاعی


پس نگرانی از قدرتمندی دشمن نیست، این سلاح های مخرب نیست که ترس آور است، آنچه نگران کننده و وحشت زاست،دشمن نیست، ضعف های ماست. اگر دیدبان‌های ما به خواب رفته باشند، اگر ستون پنجم دشمن از درهای نامرئی قلعه نفوذ کرده باشد، اگر عده ای از داخل قلعه، با تیشه جهل، به جان دیوارها افتاده باشند، اگر عده ای در شب های فتنه، با دست های خیانت، گرای مهمات فرهنگی ما را به دشمت بدهند، اگر عده ای ورود دشمن را لحظه شماری کنند و خبر آمدنش را مژده بشمارند، ضعیف ترین دشمن هم پیروزی را پیش چشم خود می بیند. 

#آری_هراس_از_قدرت_دشمن_نیست، هراس از ضعف های ماست..

صمیمانه با جوانان وطنم


پ.ن:انگار وقتی نوشته صمیمانه بشه،نویسنده هم دوست داشتنی تر میشه، واقعا خدا آقای شجاعی رو برای انقلابمون نگه داره....تو یکی از نوشته های آقای زائری می خوندم که ایشون چقدر برای جذب و پرورش جوون های نویسنده تلاش کردند...

راهی به سوی نور
۱۵ تیر ۹۶ ، ۱۶:۴۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#کرشمه_خسروانی_یا_مخالف_بیداد_به_طرز_همایون

#سید_مهدی_شجاعی

#نمایشنامه


(بخشی از صحبت معاویه با یزید)

چرا همه پادشاهان و سلاطین پیشین، مورخ و وقایع نگار داشته اند؟ قضاوت تاریخ و مردم، پس از مرگ، به چه کارشان می آمده.‌..برای این‌که بتوانی بدون دغدغه در حوض شراب غوطه بخوری و از زن و سگ و میمون لذت ببری،باید رعایایی کاملا احمق داشته باشی. و برای رساندن مردم به حماقت مورد نیاز، باید بی پروا هزینه کنی. از ریخت و پاش نترسی، ارث پدرت که نیست. مال مردم را صرف تحمیق خودشان می کنی....اگر این پول را این‌جا هزینه نکنی، چند برابرش را باید صرف خاموش کردن آتش کنی، سرکوب کردن قیام ها،فرو نشاندن فتنه ها...

کرشمه خسروانی

پ.ن: اولین بار که این ماجرا رو شنیدم، فرد تعریف کننده، معاندانه آخر داستان رو نگفت...هرچند سند این اتفاق خیلی مشخص نیست اما اینکه ادم خبر داشته باشه که کسی سوءاستفاده نکنه خوبه!

راهی به سوی نور
۱۵ تیر ۹۶ ، ۱۶:۳۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#کمی_دیرتر

#سید_مهدی_شجاعی


اگر به یک مدیری که می تونه پنجاه مدرسه رو همزمان اداره کنه، بگن برو سر کلاس، مثل یک معلم ساده درس بده، چه اتفاقی می افته؟ مدیر، ضرر نمی کنه. اون نظام آموزشیه که متضرر میشه.

در کمال ساده لوحی پرسید:

- خب اگر مدیر، به قدر کافی موجود باشه، ولی مدرسه بی معلم مونده باشه، چی کار باید کرد؟؟؟

کمی دیرتر

پ.ن:فقط می تونم در برابر این کتاب سکوت کنم...پر از تلنگر

راهی به سوی نور
۱۲ خرداد ۹۶ ، ۰۶:۲۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#پدر_عشق_و_پسر

#سید_مهدی_شجاعی

عطش، سخت ترین اراده ها را هم به سستی می کشد. نیاز، آهنین ترین ایمان ها را هم نرم می کند. اما یک چیز را فقط دشمن نفهمیده بود و آن اینکه جنس این ایمان ها، جنس این عزم ها و اراده ها با جنس همه ی ایمان ها و عزم ها و اراده ها متفاوت بود.

پدر،عشق و پسر

پ.ن:خوندن کتاب بیشتر از دو ساعت طول نمی کشه ولی دریایی هست واسه خودش... از دستش ندید.

پ.ن۲: خدا به قلم و عمر و وقت آقای شجاعی برکت بده...خداحفظش کنه واسه این انقلاب و‌نظام....کتاباشون کم نظیره...

راهی به سوی نور
۱۲ خرداد ۹۶ ، ۰۶:۱۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر