راهی به سوی نور

راهی به سوی نور

الهی به امید تو...
ما از نعمت های تو کفر را بیرون کشیدیم،
تو بیا از بدی های ما خوبی را به ما هدیه کن،
که آن کار ماست "بَدَّلوُا نِعمةَ اللهِ کُفراً"
و این کار تو "یُبَدِّل الله سَیِّئاتِهِم حَسَنات"...

پیام های کوتاه

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۱۹ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۳۰ ضحی

مطالب پربحث‌تر

۲۴ مطلب با موضوع «بحثـ آزاد» ثبت شده است

تفسیر سوره ی نصر را می خواندم.

در آیه ی « و رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا»  جالب شد بدانم چرا از لفظ یدخلون استفاده شده است و مثلا گفته نشده یومنون، یا یدینون یا‌...


متوجه شدم استفاده از این کلمه به خاطر تفاوت در مراتبِ ایمانیِ افرادِ وارد شده به دین است.

اینکه فقط شهادتین گفته باشی، مؤمن نیستی! تازه مرحله ی یک دین محسوب می شوی، یعنی الان مسلم هستی! همین. مرتبه ای که فقط زبان است.

تا زمانی که ایمان وارد قلبت نشده باشد، مومن نیستی. اگرچه وقتی وارد قلبت هم شد، بازهم معصوم از تخلف نمی شوی،  باید مرحله ی بالاتر دین را طی کنی، یعنی مرحله ی عمل. 

و در مرحله ی بعدی عمل، تفاوت در میزان خلوص عمل هایت خواهد بود، هرچه عمل خالص تر، مرتبه ی ایمانی ات بالاتر.(خلاصه ی مقاله ی مراتب ایمان از منظر علامه طباطبایی که در انتهای متن بارگذاری شده است)


نکته ی بعدی که در سوره توجه ام را به خود جلب کرد این بود:

فضای ترسیم شده در سوره ی نصر، چقدر شبیه فضای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است، یک فتحی که با نصرت خدا اتفاق افتاده و مردم به خاطر فاتح بودن آن دین و چهارچوب، فوج فوج وارد می شوند، خُب در چنین جامعه ای همه مدل آدمی وارد شده است، چه آنکه فقط زبانی وارد شده -چه بسا به خاطر طمع  یا ترس یا نفاق- چه آنکه ایمان آورده اما فقط در حد ایمان قلبی. و برای رسیدن به عمل، باید یاد بگیرد و آنچه وارد قلبش کرده، عمق بدهد.

پس این آدم هم تخلف دارد.

...و باید بدانیم که اکثریت این فوج ها را همان دسته ی یک و دو می سازند.

اما...

شیطان فضای این جامعه را برای ما چطور وانمود می کند؟

القا می کند که جامعه ای که اسمش اسلامی هست،اما  تخلف هم دارد، دروغ و فساد و‌کارشکنی و فقر  هم دارد، پس به چه دردی می خورد؟

در نتیجه؟

درنتیجه، باید برویم سراغ طاغوت...همان مرتبه ی قبل صفر، همان پایین. چون به کمال ایمان نرسیده ایم برویم کافر شویم!


چه ابلهانه! آدم در چنین شرایطی بالاتر رفتن را انتخاب می کند نه پایین تر رفتن را.


اَمای دوم

وظیفه ی آن رأس های ایمانی جامعه آن است که از فوج فوج روی آوردن مردم حُسن استفاده کنند و عمق ایمانشان را افزایش دهند.

چرایی و منطقِ مبانی را برای همه جا بیاندازند.

مباحثه و مناظره و کرسی آزاد اندیشی برگزار کنند تا خلأ های فکری و ایمانی جامعه را شناسایی کنند و در جهت پر کردنش برنامه ریزی کنند، نظام های تربیتی و آموزشی را برای اصلاح و ارتقاء مراتب ایمانی بچینند.

 و اگر نکردند و نکردیم، روزی که تب و تاب این فوج ها بخوابد، مجبوریم راه رفته را دوباره طی کنیم، باید از اول شروع کنیم به توضیح دادن و استدلال  و رفع شبهه کردن.

چون مطابق منطق سوره، زمانی که باید حمد(ثنا و تحسین زیبایی اختیاری) و تسبیح(حرکت رو به کمال با رفع ضعف ها) و استغفار( پوشاندن و محو اثر) می کردیم، نکردیم.

می دانم، وعده پیروزی حق، صد البته حتمی است.

ولی نکند به خاطر  اشتباهات و تعلل های ما به تاخیر بیافتاد؟


مقاله مراتب ایمانمراتب ایمان

راهی به سوی نور
۱۹ دی ۹۷ ، ۰۸:۳۴ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱ نظر

دررابطه با بحث ده ونک، به نظرم لازمه یه کم مطلع باشیم که خدایی نکرده موضع گیری اشتباهمون، حقی رو به گردنمون نیاره که قابل جبران نباشه.

تو این زمینه از یکی از اساتید دانشگاه امام صادق ع که دکترای حقوق دارند و برای گفتگو در این زمینه با حضور هر دو طرف در دانشگاه الزهرا دعوت شده بودند، سوال کردیم(استاد غلامی) ایشون این طور پاسخ دادند:

اول اینکه ایشون فرمودن، قاضی نیستن، حَکَم هم نیستن که همه  مدارک رو کامل دیده باشند، ولی وقتی قوه ی قضایی جمهوری اسلامی ایران، حکمی را اعلام می کند، باید پذیرا باشیم واگرنه خلاف عدالت قضایی رفتار کرده ایم.

- اگر کسانی به هر شکلی احساس کرده اند، حُکم، حکم عادلانه ای نیست، همه ی اسناد دیده نشده یا برخی امکان وکیل گرفتن نداشتن یا اسناد جدیدی در دسترس قرار گرفته که می تونه موثر باشه یا... ، راهکار این موضوع در قانون در نظر گرفته شده، درخواست اعمال ماده ۴۷۷، که موجب ورود مجدد و بررسی می شه، که استاد فرمودند  اعلام کردند حاضرن خودشان پیگیری این موضوع را انجام دهند.

وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَٰئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا

ﻭ ﺍﺯ ﭼﻴﺰﻯ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻋﻠﻢ ﻧﺪﺍﺭﻯ [ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﺷﻨﻴﺪﻩ ﻫﺎ ، ﺳﺎﺩﻩ ﻧﮕﺮﻯ ﻫﺎ ، ﺧﻴﺎﻟﺎﺕ ﻭ ﺍﻭﻫﺎم ﺍﺳﺖ ]ﭘﻴﺮﻭﻯ ﻣﻜﻦ ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﮔﻮﺵ ﻭ ﭼﺸﻢ ﻭ ﺩﻝ [ ﻛﻪ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﻋﻠﻢ ﻭ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻭﺍﻗﻌﻰ ﺍﻧﺪ ] ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺎﺯﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻧﺪ .(اسرا 36)  ، هر کس نمی تواند خلاف قوه قضاییه هر کاری که خواست انجام دهد! اینکه ادعایی موجب شود تا حکم اعلام شده ی قوه قضاییه اجرا نشود، قانونا و شرعا معنا ندارد.

- وظیفه ی ما چیست؟تمکین، در هر حالت...

- نباید در انتهای این ماجرا کسی مدیون کسی شود، آخر این موضوع باید هرکس مطمئن باشد دروغ نگفته، افترا نزده، هیچ خلاف اخلاقی از او سر نزده است.

و در آخر این کلام از رهبر عزیزمون در مورد عدالت خواهی:

ببینید، شما میگوئید که ما شعار عدالت میدهیم؛ دانشجو را میگیرند، اما آن کسی را که به عدالت صدمه زده، نمیگیرند. قوه‌ی قضائیه چنین، یا دستگاه مسئول چنان. خوب، اینجا شما باید زرنگی کنید؛ یک لحظه از درخواست و مطالبه‌ی عدالت کوتاهی نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد. پشتوانه‌ی این فکر هم با همه‌ی وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتی هم ممکن است انجام بگیرد؛ شما زرنگیتان این باشد: گفتمان عدالت خواهی را فریاد کنید؛ اما انتقاد شخصی و مصداق‌سازی نکنید. وقتی شما روی یک مصداق تکیه میکنید، اولاً احتمال دارد اشتباه کرده باشید؛ من میبینم دیگر. من مواردی را مشاهده میکنم - نه در دانشگاه، در گروه‌های اجتماعی گوناگون - که روی یک مصداق خاصی تکیه میکنند؛ یا به‌عنوان فساد، یا به عنوان کجروی سیاسی، یا به‌عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و میبینم اینجوری نیست و آن کسی که این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است. بنابراین وقتی شما روی شخص و مصداق تکیه میکنید، هم احتمال اشتباه هست، هم وسیله‌ای به دست میدهید برای اینکه آن زرنگ قانوندانِ قانون شکن - که من گفته‌ام قانوندانهای قانون شکن خطرناکند - بتواند علیه شما استفاده کند. شما از دادستان چه گله‌ای میتوانید بکنید؟ اگر یک نفری به‌عنوان مفتری یک شخصی را معرفی کند و بگوید آقا او این افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضی این نیست که برود دنبال ماهیت قضیه. اگر این افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‌ی قانونی آن قاضی را ملزم به انجام یک کاری میکند؛ لذا نمیتوانیم از او گله کنیم. شما زرنگی کنید، شما اسم نیاورید، شما روی مصداق تکیه نکنید؛ شما پرچم را بلند کنید. وقتی پرچم را بلند کردید، آن کسی که مجری است، آن کسی که در محیط اجراء میخواهد کار انجام دهد، همه حساب کار خودشان را میکنند. آن کسی هم که فریاد مربوط به محتوای این پرچم را بلند کرده، احساس دلگرمی میکند و کار پیش خواهد رفت. 



پ.ن: یه حسی بهم می گه این فرمونی که برای عدالتخواهی گرفتیم دستمون، احتمالا به هیچستان ختم بشه! مصداق سازی و ‌ورود غیر تخصصی، بیشتر موجب دستمالی عدالت میشه تا عدالتخواهی!

راهی به سوی نور
۱۹ آذر ۹۷ ، ۲۳:۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

از این که رضا امیرخانی جایزه جلال رو گرفته خوشحالم، به نظرم حقش بود، البته نه برای ر ه ش، چون رهش در مقابل قیدار، داستان سیستان، من او و نوشته های جذاب دیگه ی نویسنده واقعا بالاتر نبود، اما به پاس این هم تلاش و این همه حال خوبی که تو لحظه لحظه های کتاب های امیرخانی می شد به دست اورد دیگه جاش بود که امیرخانی هم در جشنواره های این چنینی دیده بشه! 

احسنت به این انتخاب 

احسنت به امیرخانی

پ.ن: می ترسم کتاب بعدی نویسنده بره واسه سال ها بعد! یه بیوتن و یه از به و یه نفحات نفت رو نگه داشتم واسه لابه لای مطالعات دیگه ام بخونم حالم خوب شه!

راهی به سوی نور
۱۸ آذر ۹۷ ، ۲۳:۴۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

حق می دهم به تو، می توانی هزار و یک مثال از بد جنسی و گرانی و بی عدالتی و نامسلمانی و چه و چه در اطرافت بگویی و به قول خودت من جوونِ بی تجربه ی سرد و گرم نچشیده ی پهلوی ندیده ی انقلاب نکرده ی چه و چه، چه می فهمم بی حیایی برخی هارا...

می توانی یک ریز و بی وقفه از انتقادهای به حقت از بهمان آقا و فلان مسئول بگویی، و من هم برایت بشمارم از ناشایستگی های اطرافم و با هم تا خود شب حرص بخوریم و غر بزنیم.

می فهمم

به خدا می فهممت!

اما...


عزیز من

هزار و یک دلیل هم که بیاوری

در آخر

آنچه از تو خواسته اند، *درست* زندگی کردن است.


اگر فکر می کنی بدی آن ۸۰میلیون نفر مجوزی برای بد زندگی کردن تو می شود.برای گران فروشی تو می شود، برای کتمان حق و حقیقت از جانب تو می شود، برای زیر پا گذاشتن درست می شود

شرمنده ام


اشتباه می کنی جان دلم... 

هرچند که با وجود چنین شرایطی برایت سخت تر می شود، اما لابد می توانی که ازت خواسته اند دیگر...




پ.ن: یه چیز جالب کشف کردم، اگه به یکی بگی عزیزم دین این رو گفته، این و خواسته، این طوری درسته، می گه آقا ولمون کنید! دین یه چیز شخصیه! دین یه امر فردی است! در حریم فردی ما دخالت نفرمایید!

به همون آدم بگی، عزیزم، تو خوب باش، از خودت شروع کن، می گه هر وقت بقیه خوب بودن، چشم منم خوب زندگی می کنم!

اون وقت یعنی چی؟ چی یا چی؟

راهی به سوی نور
۰۲ آذر ۹۷ ، ۱۴:۰۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

بدون شک بله!

همه ی آن ها که به این سفر رفته اند، و یا از جزییات این سفر باخبرند، بعید است که پاسخی غیر از این داشته باشند، حتی آن ها که قبل تر ها نظرات دیگری داده اند، الان در اینکه حضور زنان در  این حماسه لازم است شکی ندارند.

اما این حضور ولی و اما هایی دارد که باز هم برای آن عده که در شرایط واقعی و نزدیک این اتفاق بوده اند، احتمالا جای مخالفت ندارد، مثلا لزوم توجه به نکات امنیتی، توجه بیشتر در انتخاب پوشش و نحوه حضور در این مراسم، عدم اصرار بر حضور در مکان های شلوغ و پر ازدحام که تفکیک جنسیتی در آن وجود ندارد مثلا بین الحرمین در روزهای نزدیک به اربعین و...

اگر این شرایط در مورد زنان رعایت شود، بی تردید حضورشان نه تنها جای سوال ندارد که در برخی شرایط الزامی هم می شود.

شاهد مثال، کودکانی که در این مسیر حضور یافتند و جرعه جرعه ماجرای کل یوم عاشورا و کل الارض کربلا را از کام مادرانشان به ارث بردند.

سوال مهم ‌بعدی این است، آیا حضور زنان، موجب دست و پاگیری و سخت شدن پیاده روی برای مردان خواهد شد؟

بازهم بنده جواب سوال را بی تردید بله می دانم، حتما اگر همسر، برادر و پدری با یکی از زنان محارم خود به این سفر رفته باشد، گفته ام را تایید خواهد کرد.

چه انجا که کامیون های رایگان و پر ظرفیت برای حمل مسافران وجود دارد و تو به خاطر وجود یک زن، نمی توانی از آن استفاده کنی، چه ترس و لرزی که برای گم  شدن ها و جا ماندن ها داری، چه انتخاب های محدود تری که برای استراحت شبانه خواهی داشت چون دیگر وسط خیابان و کنار موکب های شلوغ و پر شده نمی توانی بخوابی، چه مراقبت هایی که زمان های ازدحام باید از محرم همراهت داشته باشی و...

اما و ولی این قضیه هم در جای خود مهم است.

اما

نمی توانی به این دلایل مانع حضورشان شوی، یعنی از نظر من، نباید مانع شوی...

انصاف نیست

زنان عفیفه ای که سال ها محجوبانه بچه تربیت کرده اند و کنار کار خانه، هزار و یک وظیفه ی ریز و درشت دیگر را بر عهده گرفته اند، حقشان حسرت عدم حضور در چنین جاذبه ای نیست...


به خاطر سختی کم تر، مانع آمدنشان نشویم.

خیلی ها حسرت های به دل ماندشان باعث می شود  تمام انگیزه و شور ادامه مسیرشان کم  رنگ شود...

لطف حضور در پیاده روی اربعین، با چیز دیگری جایگزین نمی شود


پ.ن: قطعا و بدون شک منظور من رفتن در هر شرایطی، با هر سختی و محدودیت و معذوریتی نیست. گاهی ماموریت تو، جای دیگری تعریف شده است که باید در پست خودت قرار بگیری، تنگه احدت را به بهانه های هرچند معنوی نباید رها کنی.

پ.ن ۲: برای آن ها که نمی توانند بروند چون  دست و بالشان بسته است چه مالی، چه زمانی و چه...

اجرتان محفوظ است اگر در سپاه حسین ع باشید در روزی که عاشورا است و زمینی که کربلا است.

راهی به سوی نور
۱۴ آبان ۹۷ ، ۱۲:۴۰ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲ نظر

خُب نزدیک اربعین شد و بهونه گیری های نق نقو ها شروع شد!

چرا می رید زیارت؟ پولتونو خرج نیازمندای خودمون کنید!

پولتونو می ریزید تو‌ جیب یه مشت عرب! 

می رید مریضی میارید ایران و...



عزیزم

اولا شما جشن دندونی بچه ات چقدر خرجش شده بود؟ بهتر نبود اون تالار و کیک و خرج رو می دادی به همین نیازمندا!

یا دلبندم، بهتر نیست یه سال خرج مسافرت عید خارج کشورتو بدی همینا!؟


عارضم به خدمتتون که از قضا اونایی که زیارت های این مدلی می رن، غالبا به وضعیت مظلوم و‌نیازمند حساس ترن و بیشتر کمک می کنن، نمونه اش اینکه بزرگ ترین خیّر های مدرسه ساز ایران، بزرگ ترین نذری های ماه محرم رو هم تقبل می کنن!(فیلم مصاحبه باهاشون هست!)  خودشون می گن اگه این دومی نباشه، روحیه ی انجام دادن اون اولی هم نیست!



و‌... فکر‌نکنید اونا که می رن اربعین یه عده شکم سیرن که نمی دونن پولاشونو چی کار کنن ها! هستن زائرهایی که شده طلا بفروشن، می فروشن، ولی زیارت میان!


زیارت امام حسین(ع) کلی درس داره توش، که یکیش همونیه که می گی! کمک به نیازمند...وقتی معرفتت زیاد بشه، عمل بع دستور هم برات راحت تره، زیارت کردن یکی از روش های افزایش شناخت و گرایشه! پس احتمالا نتیجه های بزرگ تر از کمک به نیازمند، ثمره اش خواهد شد ان شاءالله...


بعد یه چیزی! شما که انقدر انسانیت برات مهمه! اونوقت نژاد عرب و عجم گفتنت تناقض توش نیست؟!


اگه نمی دونی بدون! اونجا عرب هایی هستند که تمام سرمایه ی سال رو جمع می کنن که همچین زمان هایی، بی منت، با افتخار و خواست قلبی، در راه امام حسین (ع) و زائراش خرج کنن، پس چششون دنبال پول من و‌تو نیست که هیچ! تازه پول غذا و‌ جا خوابمونم از جیب می ذارن!


اگر حرفاتون از سر جهالته، که ان شاءالله علم پیدا کنید

اما اگر مغرضانه است...

مخلص کلام اینکه، جمع کنید بساطتون رو!...


مشکل شما زیارت رفتن و نرفتن نیست!

فقیر و نیازمند هم اتفاقا براتون اولویت نیست...

مشکل پیوند و تحکیم ارتباط معنوی مردم با اهل بیت(ع) هست و‌بزرگداشت حادثه ی عاشورا! 


خوشحالیم که انقدر خار چشم شدیم!

راهی به سوی نور
۲۰ مهر ۹۷ ، ۰۱:۰۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

راست می گفت، وقتی فقط برای حمایت از این کشور و آن کشور، حمایت ار این فرد و آن فرد، اعتراض به این جنگ و آن جنگ ، توهین به این امام و آن امام رگ گردنمان باد می کند، وقتی یادمان می رود قبل از اینکه دانشجو باشیم، دبیر فلان و بهمان باشیم، عضو جامعه ی فلان باشیم، یا انجمن فلان صنف، بسیجی باشیم یا عضو فلان تشکل، قبل از همه ی این ها مردمیم و قرار است برای مردم کار کنیم، وقتی این اتفاق ها افتاد، نتیجه ی طبیعی اش می شود اینکه مردم، خود را و دغدغه هایشان را جدا از ما بدانند.

چه می شود که هیچ‌وقت برای اعتراض به معاش و اقتصاد مردم، برای گرانی ها و امثالهم هیچ‌تجمعی را بر گزار نکرده ایم؟

چرا یکبار یک حرکت هماهنگ و سراسری و متقن و فکر شده برای پیگیری فرمان اقتصادی هشت ماده ای رهبر جامعه به سران قوا انجام ندادیم، چرا یک بار دادمان در نیامد که اهالی قوای سه گانه، ۱۷سال گذشت، بسم الله، گزارش دهید، چه کردید با فرمان های ابلاغ شده؟

چه کردید برای مقابله با «فریاد و نعره های مخالفانه ی متضررین مبارزه با فساد»؟

 «افراد مطمئن در دولت و قوه قضایی»، جواب دهید، آیا «بدون تبعیض»، «بدون شعار و تبلیغات»، با «پرداخت به ریشه ها به جای ضعفا» با مفاسد مبارزه کردید؟

«همکاری های وزارت اطلاعات و سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات» برای این مبارزه به کجا رسید؟

بی عرضگی من و ما است که این فرمان، ۱۷سال در بایکوت ماند و صدایمان در نیامد...

امروز سالگرد ابلاغ آن است، کاش مرورش کنیم تا قبل از آن که به کل فراموش شود.

راهی به سوی نور
۱۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر


#نماینده_مردم_باشید

حتی اگر مردم ناآگاهانه انتخابتان کرده باشند...

راهی به سوی نور
۲۳ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۱۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

ببخشید میشه بدونم برای چی راننده ها اعتصاب کرده ان؟

راننده اتوبوس یه نگاهی به من انداخت و گفت:«این یه موضوع ملیه، به خارجیا ارتباطی نداره»


پ.ن: البته این بحث قبل از ملی و غیر ملی بودن، مسئله حق و ناحق بودنش مخدوشه!

راهی به سوی نور
۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۵۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر


روزهای انتخابات ۸۸ را به خاطر دارم، گرچه آن زمان حتی حق رای هم نداشتم ، اما یادم هست، در مدرسه هرکدام از ما با اطلاعات اغلب کپی پیس شده خانواده هایمان از یکی از نامزد انتخاباتی طرفداری می کردیم،  دو ناظم مدرسه یمان طرفدار دو نامزد متفاوت بودند و یادم می آید شوخی هایی که سر صف با هم می کردند و خنده های تمامی دانش آموزان مدرسه را.

ساعت ها بحث و ارائه نظر مادر و خاله، دایی و خواهر زاده را در دورهمی ها، هم به خاطر دارم.دیگر مهمانی هایمان هم جو سیاسی داشت، اما بعد از ساعت ها حرف و‌بحث، همه سر یک سفره شام می خوردیم و می خندیدیم.

یادم هست معلم آمار آن سال را، وقتی درس می داد برای یادگرفتن تفاوت فراوانی ها، از اختلاف های آمارهای مطرح شده توسط دو نامزد ریاست جمهوری میگفت و دلیل اختلاف های اعداد و ارقام، طرفدار نامزد پیروز نبود، اما خوب به خاطر دارم  بعد از  انتخابات و مشخص شدن نتایج می گفت، اشتباه، تخلف، تقلب و هرآنچه می خواهید اسمش را بگذارید، ۱۱۰۰۰۰۰۰ رای را نمیشود جابه جا کرد، می گفت ما باختیم اما من جنبه باخت راه هم دارم. می گفت زندگی هم مثل ریاضی باید دو دوتا، چهارتا، پیش برود، میگفت نمیشود هر جا خواستی قوانین بازی را به نفع خودت تغییر دهی.

آن روزها درک عمیقی از فتنه نداشتم، اما خوب به خاطر دارم شبی که عکس امام را پاره کردند و من تصاویرش را دیدم، گریه کردم، یادم هست وقتی روز عاشورا شنیدم به مردم عزادار حمله شده، عصبانی شدم، بگذریم از اینکه صدا و سیما در آن زمان نه خوب کار کرد و نه اتفاقات اطراف شهر را خوب بازتاب داد، من نه میدانستم و نه خواستم حالا که «زخم تازه» تصاویر وحوش رمیده در خیابان را نشان می دهد ببینم چه کردند با جان و اعتقاد مردم.

چشمانم را بستم، صداها هم آزارم داد، از حساس بودنم نبود، من که بارها و بارها زخم و خون دیده ام، بارها ناله و جیغ و فریاد شنیده ام، چرا برای تمام کردن مستند، ده هابار توقف کردم، چرا هر بار که صحبت از ۸ماه قشون کشی خیابانی و اتفاقات آن روزها می شود، قلب من سنگین می شود؟

فکر می کردم ، هر آنچه باید از ۸۸و حوادث بعد آن بدانم را می دانم، اما نه! من هنوز خیلی نمیدانم ها را باید ببینم و بشنوم. غبارها نشسته است، حالا می شود به بیرون ماجرا آمد و همه چیز را از اول با دور کند مرور کرد، آن احترام و عقلانیت طرفداران دو جبهه چه شد؟ ۸سال از انتخابات گذشته، چه کسی فاصله ی ایجاد شده ی بین خواهر برادر قصه یمان را پر خواهد کرد؟ فاصله بینشان را با چند سال روشنگری می تواند پر کرد؟ چه کسی اولین بار برای نوجوان دبیرستانی، ترس از خیابان های نا امن شهر را رقم زد؟ این همه حقد و بغض و‌کینه نسبت به نظام و‌ ولایت را چه کسی در دل ها شعله ور کرد؟ این همه حیوانیت و وقاحت راچه کسی دید و‌سکوت کرد؟ جمعیت خداجوی کجا بود؟ نکند همین هایی را می گویید که من حتی نتوانستم فقط «صدا»های باقی مانده از آن روزهایشان را بشنوم، تصویر اعمال شنیعشان که بماند.


تمام این زهرخاطره هارا لحظه ای از یاد ببر، یاد روزی بیفتید که در اقیانوس بصیرت ملت رها شده اید و امواج خروشان خشم به حق مردم، رفت تا آتش حماقت و عناد این جماعت را خاموش کند.

تمام افتخار من این است که روزی به نوادگانم بگویم من هم در حماسه یوم الله ۹دی حضور داشتم.

راهی به سوی نور
۰۹ دی ۹۶ ، ۱۵:۵۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲ نظر