راهی به سوی نور

راهی به سوی نور

الهی به امید تو...
ما از نعمت های تو کفر را بیرون کشیدیم،
تو بیا از بدی های ما خوبی را به ما هدیه کن،
که آن کار ماست "بَدَّلوُا نِعمةَ اللهِ کُفراً"
و این کار تو "یُبَدِّل الله سَیِّئاتِهِم حَسَنات"...

آخرین مطالب

  • ۲۴ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۴۱ برکت

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۲۴ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۴۱ برکت

۷۹ مطلب با موضوع «معرفی کتاب» ثبت شده است

#وقت_معلوم

#مهدی_کفاش


امتحانش را همیشه با مداد می نوشت، دوست داشت با مداد بنویسد تا فرصت اصلاح از بین نرود. عمو جان دعایش این بود: «عموجان، حسن عاقبت از خدا بخواه...عاقبت بخیری.»

یک بار از عمو جان معنای عاقبت به خیری را  پرسیده بود، عمو جان گفته بود:«اینکه بتوانی قبل از مرگ اشتباهاتت را جبران کنی!» این جمله ی عمو جان مصمم کرده بودش پاک کن را  بگذارد کنار. باید طوری کار می کرد که اصلا کارش به اصلاح نرسد!


پ.ن: عیدی من و اولین کتابی که تو سال ۹۷ خوندم

پ.ن۲: متن تقدیمی اول کتاب رو دوست دارم. ولی فکر کنم قبولش ندارم😉دریافت

پ.ن۳: کتاب جالبی و رمزگونه و ناواضحی بود، نمی دونم چرا یاد فیلم «سیانور» افتادم، با اینکه ربط زیادی نداشت.

راهی به سوی نور
۲۶ فروردين ۹۷ ، ۰۱:۱۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#برکت

#ابراهیم_اکبری_دیزگاه


پدرش وصیت کرده بود طبق آیین اسلام دفنش نکنند و جسدش را بسوزانند و خاکسترش را بر باد بدهند. همیشه می گفت:« به آن خدای شما هیچ‌باور ندارم.» من هم توی دلم می گفتم:« به درک. مگه تو کی هستی؟ یک کمونیست شکست خورده و خرفت.» همه چیز در همین سوال نهفته است:« ایمان چه جوری به وجود می آید؟» در هر صورت، فکر می کنم ایمان هم چیزی مثل گلابی یا سیب باشد که همه می توانند بخورند، اما بعضی دوست ندارند، بعضی ها هم معده شان مشکل دارد. اگر بخورند، مریض می شوند. ولی مشکل سونیا چیز دیگر است؛ او گلابی و سیب را برای بازی کردن می خواهد یا برای تزئین کردن سفره ای چیزی....


پ.ن: کتاب درباره ی یک طلبه ای هست که برای تبلیغ ماه رمضان به یک روستا میره... هم طنز داره، هم به طور جدی یه چیزایی رو یاداوری می کنه... کتاب دوست داشتنی ایه

پ.ن۲: زندگی حاج اقاها برام ناشناخته است! به شخصه به عنوان یه دانشجو، ارتباط برقرار کردن باهاشون برام خیلی سخته! البته متاسفانه... 

پ.ن۳: برکت، جاری شدن در لحظه هاست... خدا نصیب زندگیمون کنه

بی ربط نوشت: شهید ذوالفقاری توصیه می کنند معراج السعاده بخونیم و عمل کنیم،  ایت الله بهجت برای آدم شدن می فرمایند معراج السعاده رو نیم صفحه بخونید عمل کنید.. دارم معراج السعاده رو با یه استاد خوب می گذرونم! امیدوارم خدا توفیق بده ادامه بدم و عمل کنم... شما هم امتحان کنید.جواب می ده

راهی به سوی نور
۲۴ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۴۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر

#داستان_راستان_۱

#استاد_شهید_مرتضی_مطهری


...امام: «سود زیادی است، بگو ببینن چطور شد که شما توانستید این قدر سود ببرید؟»

- قضیه از این قرار است که در نزدیک مصر اطلاع یافتیم که مال التجارة ی ما در آن جا کم یاب شده. هم قسم شدیم که به کمتر از صد در صد سود خالص نفروشیم، و همین کار را کردیم.

- سبحان الله! شما همچو کاری کردید ؟! قسم خوردید که در میان مردم مسلمان بازار سیاه درست کنید؟! قسم خوردید که به کمتر از سود خالص مساوی اصل سرمایه نفروشید؟! نه، همچو تجارت و سودی را من هرگز نمی خواهم.

سپس امام یکی از دو کیسه را برداشت و فرمود: «این سرمایه ی من» و به آن یکی دیگر دست نزد و فرمود: «من به آن کاری ندارم.»

آنگاه فرمود:

« ای مصادف! شمشیر زدن از کسب حلال آسان تر است»

پ.ن: کسب حلال... خدا می دونه سر این دلار چه بازار سیاهی راه انداختن!

پ.ن۲: وای از عاقبت شکم هایی که با حرام پر شده باشد...تو رو خدا به خودمون رحم کنیم!

پ.ن۴: خمس و زکات دادنامون یادمون نره!

پ.ن۵: روح استاد شاد. علوّ درجاتشون صلوات...

راهی به سوی نور
۲۲ فروردين ۹۷ ، ۱۸:۱۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

#ابووصال

#محدثه_علیجان_زاده_روشن

(کتاب طلبه دانشجو، شهید مدافع حرم محمدرضا دهقان امیری)


سخنان رهبری را گوش می داد و پیگیری می کرد. پرینت شان را می گرفت و زیر سخنان ایشان خط می کشید. اگر به اینترنت دسترسی نداشت، روزنامه می خرید. می نشست و با دقت مطالعه می کرد. بین مطالب چاپ شده در روزنامه ها مقایسه می کرد و می گفت این روزنانه سخنان حضرت آقا را حذف کرده و یا فلان روزنامه همه ی فرمایشات را کامل چاپ کرده است.



پ.ن: دوست داشتم بیشتر بشناسم شهید رو...به نظرم  کم بود. کتاب دیگه ای مربوط به شهید هست؟

پ.ن۲: دیدید! سخنان رهبری رو باید گوووووش کرد. نه که فقط گوش کرد.

راهی به سوی نور
۲۹ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۰۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#حوزه_باید_انقلابی_بماند

تحلیل و تدوین: #محمدرضا_فلاح_شیروانی

(متن و تحلیل بیانات مقام معظم رهبری در جمع نمایندگان طلاب حوزه علمیه قم اسفند94)


آن طائفه که درمان دردهای انقلاب در دست آن هاست، اعضای جبهه ی انقلاب اند، ولی در عملیات های حساس و مهم پیدایشان نیست، وضعیت هوشیاری، تحرک، چاره اندیشی و اقدامات چالاک، به جا، به اندازه و هماهنگ این جبهه خوب نیست. این طائفه نیاز به یک بیداری جدی و مؤثر که متناسب با این انقلاب و‌ دشواری ها و تهدیدهایش باشد، دارد. چشمان نگران مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی ماه هاست که این بی تحرکی را نظاره می کند.

پ.ن: صحبت های ایشان را نباید گوش کرد! باید گوووووش کرد.

پ.ن2: انقلابی بودن نظام، به انقلابی بودن حوزه وابسته است! وای اگر بخواهیم از این جمله، تحلیل مسائل روز کنیم!

پ.ن3: یه قسمت از کتاب حضرت آقا بین حرکت دانشجویی و حوزوی مقایسه می کنند، جالبه... 

پ.ن4: از حوزه بسیار بیشتر از این انتظار می ره!

پ.ن5: دوست داشتم حوزوی انقلابی بودم...!

راهی به سوی نور
۲۹ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۵۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#وریا

# سید_زهرا_محمدی


یک جای کتاب سیاه قلب می گوید: «وقتی در سفر کتابی با خودت همراه می بری، یک چیز عجیبی اتفاق می افتد، کتاب شروع می کند به جمع آوری خاطراتت. بعد ها کافی است که تو آن را باز کنی تا دوباره به همام جایی برگردی که کتاب را اولین بار خوانده ای. یعنی با خواندن اولین کلمات، همه چیز را به یاد می آوری؛ عکس ها، بوها، همان بستنی ای که موقع خواندن می خوردی. کتاب ها درست مثل نوارهای چسبناک مخصوص گیرانداختن مگس هستند. خاطرات به هیچ چیزی مثل صفحات چاپی نمی چسبد.»

پ.ن: به شدت موافقم! خوندن همین کتاب شد خاطره! دم عیدی پیاده از دانشگاه اومدم و تو راه خوندمش! 

پ.ن2: یه سری کتابا، آدمو یاد یه سری آدم ها می ندازه... آدم هایی که کتاب شبیه زندگیشونه، آدم هایی که خوندن کتاب رو توصیه کردن، آدم هایی که باهاشون کتاب رو هم خوانی کردی و...

پ.ن3: تازه فقط کتابا اینطوری نیستن! یه سری  آهنگ ها، یه سری مداحی ها، یه سری مکان ها، یه سری شهیدا، ادما رو یاد هم می ندازن.. تا حالا به این قضیه دقت کرده بودید؟

پ.ن4: کتاب برای دختران نوجوان به شدت توصیه میشه، خریدمش که بعد که از سد مرجع تشخیص مصلحت گذشت! بدم به یکی از فامیلا...ولی قشنگ بود، نمی دمش😀قرض می دم! اگه بخونه😡

راهی به سوی نور
۲۸ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۴۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

#تفسیر_سوره_قدر

#علی_صفایی_حائری

#عین_صاد


و نکته این است که «لیله القدر» می گویند نه یوم القدر. در دل تاریکی ها و در بطن حادثه است که تو باید طرح فردا را بریزی و در طلوع فجر، همراه فرشته های نازل شب قدم برداری. اشتباه ما این است که در شبمان کاری نمی کنیم و در شکم گرفتاری ها و ظلمت ها، یا تسلیم تاریکی می شویم و یا مرثیه خوان ظلمت.

و این فاجعه را در طلوع فجر می فهمیم...

پ.ن: بدبخت اونی که این فاجعه رو طلوع صبحم‌نفهمه...

پ.ن۲: ....(واسه خودم یاداوری شه حرف استاد دژبخش)

راهی به سوی نور
۲۸ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۰۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#درآمدی_بر_سلامت_معنوی

#دکتر_محمود_عباسی


باید اذعان کرد که مهم ترین معنای اسلام، سلامتی است، یعنی پیشگیری و‌ دور بودن از هرگونه آفت و زیان بدنی و روانی. در این معنا، اسلام مفهوم سلامت بخشی، گسترش سلامتی و یا سالم سازی فردی، خانوادگی و اجتماعی را بیان می کند. قرآن خود را کتاب شفای جسم و‌ جان معرفی می کند و آیات الهی زیادی بر معنای سلامت بخشی اسلام و هدایت و ‌رحمت برای مردم و مومنان دلالت دارد. تمثیل طبیب برای پیامبران الهی و به ویژه پیامبر اسلام(ص) کنایه از وظیفه ی اساسی آنان در تحقق سلامت و در شفای جسم و روان بشر است.

پ.ن: سلامت معنوی، یعنی همه ی زندگی ات بر مدار باشد. به قول استادی، عاقبت داشته باشی، عاقبت فقط خیر است، عاقبت شر اصلا عاقبت نیست..یعنی سلیم باشی، یعنی قلبت سالم باشد، یعنی همان قلب سلیم

پ.ن۲: سلامت معنوی را گفتمان کنیم...(سلامت معنوی، فقط اسلامی است، سکولارش اصلا سلامت معنوی حساب نمی شود از نظر من!)

پ.ن۳: موضوع پایانامه باید طوری باشه که باهاش زندگی کنی، ازش یاد بگیری، و در کنارش بزرگ بشی! حتی اگه انجامش از بقیه همکلاسی ها، سخت تر باشه...

راهی به سوی نور
۲۲ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۳۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#خاطرات_سفیر

#نیلوفر_شادمهری


ایدئولوژی اسلام نقص نداره. خطای مسلمونا اشکال مسلموناست. اگه کسی بخواد آدم خوب و متعهدی باشه و به اسلام عمل کنه، از فرش به عرش می رسه، اما در مورد شما اشکال اتفاقا از ایدئولوژیه. حالا اگه کسی هم بخواد همه ی تلاشش رو بکنه تا به ایدئولوژی متعهد تر باشه، بیشتر تو قعر فرو می ره.


#کتاب توصیه شده ی #رهبر 

پ.ن:  چه خوبه که آدم اینقدر داشته هاش رو با اتقان و دلیل و استدلال پذیرفته باشه و چه  خوب تره که اگه به حق بودنشون رسید واسه ی صادر کرده اون ها تلاش کنه...


پ.ن۲: بعضی ها میرن خارج، بعضی ها هم می رن خارج...تفاوت زمین تا آسمونه بین این بعضی ها

راهی به سوی نور
۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۵۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

#ر ه ش

#رضا_امیرخانی


ایلیا آرام می گوید:

-وصل شدم به شان. مثل سیمی که وصل می شود به لامپ...

-خاک رساناست پسرم. وصل می کند همه را به هم...

در آرامشِ کنار چشمه غرق شده ایم. همان جور که نوکِ انگشتِ ایلیا توی خاک است.صدایی می آید انگار چیزی افتاده باشد تو آب چشمه. بر می گردم.

مَشکی چرمی افتاده است تو آب. مشکِ چرمی؟ بالای کاشانک و آجودانیه و دارآباد؟ بر می گردم.

مردی با ریشی انبوه که تک و توک سفید شده است، با شلوار شش جیب خاکی رنگ، مشک را پر می کند. آرام می گوید:

-آب هم رساناست ...سلام بر ارباب تشنه گانِ عالم ...و سلام بر هرکه هوای او را دارد...آب  هم زنده است...خاک می رساند به هرجا که خاک هست ... اما آب می رود حتا به جایی که آب نیست ...

پ.ن: به دوستم می گم «ر ه ش» رو بخون، قشنگه....می گه می ذاشتی چاپ بشه بعد انقدر سریع می خوندیش😀

پ.ن۲: دلم برای نوشته های آقای امیرخانی تنگ شده بود... دلم برای فصل آخر و زنده شدن کتاب«من او»  تنگ شده بود....نویسنده باید برای خواننده هاش یه قسمت خاص درنظر بگیر، قسمت آخر کتاب فقط برای«امیرخانی»خوان ها بود...

راهی به سوی نور
۳۰ بهمن ۹۶ ، ۱۵:۵۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر