راهی به سوی نور

راهی به سوی نور

الهی به امید تو...
ما از نعمت های تو کفر را بیرون کشیدیم،
تو بیا از بدی های ما خوبی را به ما هدیه کن،
که آن کار ماست "بَدَّلوُا نِعمةَ اللهِ کُفراً"
و این کار تو "یُبَدِّل الله سَیِّئاتِهِم حَسَنات"...

پیام های کوتاه

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۱۹ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۳۰ ضحی
  • ۲۴ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۴۱ برکت

مطالب پربحث‌تر

۱۳۰ مطلب با موضوع «معرفی کتاب» ثبت شده است

#قیدار

#رضا_امیر_خوانی


در قرآن، اسم بعضی پیام‌بران آمده است؛ اسم بعضی غیرِ پیام‌بران هم، چه صالح و چه طالح آمده است... این صلحا عاشق حضرت باری هستند... اما حضرتِ حق، بعضی را خودش هم عاشق است... عاشقی خدا توفیر دارد با عاشقی ما... خدا عاشقی است که حتا دوست ندارد، اسم معشوق‌ش را کسی بداند... به او می‌گوید، رجل! همین... مرد! ... همین ... می فرماید و جاء من اقصی المدینة رجل یسعی ... جای دیگر می فرماید و جاء رجل من اقصی المدینة یسعی، یعنی این دو تا رجل با هم فرق می کنند... یکی میاد موسای نبی را نجات می دهد... قوم بنی اسرائیل را در اصل نشان می دهد... دیگری هم قومی را از عذاب نجات می دهد... اسم ش چیست؟ اسمشان چیست؟ نمی دانیم... رجل است...

پ.ن: به جرأت یکی از قشنگ ترین کتابایی بود که خوندم

پ.ن۲: قیدارم آرزوست...

راهی به سوی نور
۱۸ آذر ۹۷ ، ۱۴:۲۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#دانشگاه_نامه

#عباس_احمدی

منظومه طنز



همان گونه که می دانید امروز

بود تولید علم، مبحث روز

ولیکن عده ای بد فهم کردن

از این تعبیر، وارون وهم کردن

گمان کردند ایشان بی مقاله

رسیدن تا به غربی ها محاله

بکوشیدند و آی.اس.آی دادند

و در رنکینگ، خود را جای دادند

خلاصه کمک کم افزون شد مقالات

شد آباد از ریال ما، مجلات

بسا ژورنال هندی یا فرنگی

بدون داوری، فوری پلنگی

گرفته پول و فورا چاپ کردند

به شادی سایت خود را آپ کردن

دل کفّار و استکبار خون شد

به دنیا رتبه ی ایران فزون شد

.

.

.

و دارالعلم ما این سان فشل شد

به دارالترجمه گویا بدل شد

به کار مملکت شاید نیاید

ولی در جیبشان اسکن بزارید

تقلب باب شد با داده سازی

که شد با آبروی علم بازی

نباشد معنی تولید علم این

اگر این است، صد رحمت به داروین


پ.ن: اینجاست که شاعر میگه: جانا سخن از زبان ما می گویی!

پ.ن۲: من می دونم چطوری وزیر بهداشت می تونه پنجاه تا مقاله در سال بده! 

وقتی مای دانشجو مجبوریم اسم استاد هیچ کاره در مقاله رو نویسنده اول بزنیم واگرنه واحد رو پاس نمیشیم، یا برای نمونه گیری ها، مسئول بخش نمی ذاره کاری کنیم مگر اینکه اسمش به عنوان نویسنده همکار اضافه بشه، آیا جناب وزیر نمی توانند از این گونه کارها بنومایند؟!

البته که ممکنه با این وقت شلوغ و مسئولیت سنگین ماهی سه تا مقاله هم بده! ما چه می دونیم...

پ.ن۳ فقط اینو بگم من برای دفاعم مجبورم یه مقاله آی اس آی بدم! شیش ماهه تو پروپوزالش موندم! تازه به قول استاد: موضوعت عالیه ولی ممکنه مجلات غربی استقبال نکنن!چاپ نشه، اونوقت نتونی دفاع کنی!!! 

یعنی رفع نیاز مملکت خودمون کشک!

پ.ن۴: در ادامه پی نوشت سوم، من می دونم بیماری های شایع آمریکای جنوبی چیه! می دونم طبق فرهنگ مردم فلان کشور اروپایی، فلان مدل درمان کردن درست نیست و دیدگاهشون نسبت به یه سری موارد درمانی چیه، ولی  نمی دونم فرهنگ مردم دماوند درباره ی مثلا تزریق خون چطوریه؟ من حتی نمی دونم بیماری شایع فلان استان چی هست!

چون تمامی text های گرامی ترجمه شده هستند و یا در بهترین حالت گردآوری شده!!!😞

راهی به سوی نور
۱۶ آذر ۹۷ ، ۲۱:۱۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#صحیفه_آفتاب_۳

گزیده صحیفه ی #امام_خمینی(ره)


یک التیماتوم در همان وقت دولت روسیه فرستاد برای ایران و سربازش...یک مطلبی را می خواستند که تقریبا اسارت ایران بود و‌می‌گفتند باید از مجلس بگذرد، آن را به مجلس بردند و همه ی اهل مجلس ماندند که چه باید بکنند؛ ساکت که چه بکنند.

در یک ‌مجله ی خارجی نوشته است که یک‌روحانی با دست لرزان آمد پشت تریبون ایستاد و گفت: حالا که ما بناست از بین برویم، چرا خودمان از بین ببریم خودمان را؟ رأی مخالف داد. بقیه جرأت پیدا کردند و‌رأی مخالف(دادند)؛ رد کردند التیماتوم را. آن ها هم هیچ غلطی نکردند.


پ.ن: مجلس اگر وابسته و ترسو نباشه و  آزاداندیش باشه در حداقلی ترین شرایط میشه این! 

پ.ن۲: فکر کنم اون روحانی آیت الله مدرس باید باشند. بله ؟

پ.ن۳: یک روز که مدرس از مجلس به خانه برمی گشته، عده ای از مردم به منزل او میریزن و با سر و صدای زیاد میگن: آقا! این چه لایحه‌ای بود که امروز تصویب شد؟ خلاف مصلحت است. مدرس جواب میده: اگر بیست راس اسب و الاغ و یک آدم را در مجلسی جمع کنند و از آنها بپرسند نهار چه می‌خورید، جواب چه می‌دهند؟! همه گفتند: جو! و مدرس گفت آن یک نفر هم ناچار است سکوت کند؛ این وکلایی که شما انتخاب کرده‌اید همین قدرند؛ بروید آدم انتخاب کنید.

پ.ن۴: توروخدا وقتی آدم نفرستادیم مجلس انقد غر غر نکنیم! خودمان کردیم...

راهی به سوی نور
۱۵ آذر ۹۷ ، ۱۴:۲۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

#همنام_گل_های_بهاری

#حسین_سیّدی


نگاهی نو به زندگی و‌شخصیت پیامبر گرامی(ص)


پاکیزه ترین درآمد، کسب تاجرانی است که:

هرگاه سخن می گویند، دروغ نمی گویند؛

و هر زمان امینشان قرار دهند، خیانت نمی ورزند؛

و اگر وعده دهند، تخلف نمی کنند؛

و ‌زمانی که می خواهند چیزی بخرند،[برای ارزان خریدن] از آن کالا بد نمی گویند؛

و هنگامی که بخواهند  بفروشند [آن کالا را] بیش از اندازه نمی ستایند؛ 

[برای تحویل کالا با بدهکاری] معطل نمی کنند؛

و زمانی که طلبکارند، بدهکار خود را در تنگنا قرار نمی دهند.

ثروت اندوزی از هر راهی را نکوهش می کردند و می فرمودند:

هرکسی که برای امت من یک شب آرزوی گرانی کند، خداوند چهل سال عبادت او را باطل می کند.

پ.ن: کتاب، سبک زندگی پیامبر در ۴حوزه ی ارتباط با خود،خدا،دیگران و هستی رو مطرح کرده است.

پ.ن۲: اداب اسلامی اقتصاد نمیدونیم شاید که اقتصادمون این جوریه!

پ.ن۳: یادمه زمان دولت فخیمه قبل، اینا که میومدن بیرون بانک ها شبا میخوابیدن که صبحش دلار و سکه بخرن رو شطرنجی می کردن، این چند وقت که دلار ارزون تر شد، تو روز روشن مردیکه ای رو تلوزیون نشون می داد که از کاهش قیمت و‌ضرری که برای خرید دلار کرده بود حرف می زد، خوب چرا شطرنجیش نمی کنن این وقاحتو!

راهی به سوی نور
۱۳ آذر ۹۷ ، ۱۰:۱۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#پیاده_ها

#امید_مهدی_نژاد

(مجموعه رباعی)


پرپر زدن ستاره ها را دیدیم

دیدیم و زمانِ مانده را پرسیدیم

گفتیم به خورشید: بیا بیداریم

رفتیم و کنار سایه ها خوابیدیم

پ.ن: از سری شب شعرهای من و خواهر جان!

راهی به سوی نور
۰۸ آذر ۹۷ ، ۲۱:۴۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

#مرد_رؤیاها

#سید_مهدی_شجاعی

#انتشارات_نیستان



اما در مورد دکتر چمران یک سوال عجیب تر برای من مطرحه. شاید شما که عالم دینی هستید، پاسخش رو داشته باشید. و‌اون اینکه این خصوصیات متضاد چطور در یک انسان جمع میشه؟

مهر و عاطفه و محبت در نهایت، دلاوری و سلحشوری و رشادت در نهایت، هوش و ذکاوت و درایت در نهایت و...

خیلی از صفات دیگه که جمع شدن دوتاش تو یک آدم محال به نظر می رسه، برای اینکه مثل تضاد صفات حضرت موسی (ع) و عیسی (ع) است.

امام صدر: شما در صورتی می تونید به پاسخ این سوال برسید که الگو، محبوب و معشوق اونو بشناسید. کسی که چمران سعی می کنه یک ماکت کوچکی از اون عظمت رو در خودش پدید بیاره.

کسی که حضرت موسی و حضرت عیسی علیهما السلام در مقابل او مثل ستارگانی هستند در مقابل خورشید...


پ.ن: کتاب نمایشنامه ای فوق العاده در مورد شخصیت شهید چمران است، از قبل از انقلاب تا بعد از ورودش به لبنان.

پ.ن۲: دو تا حسرت بزرگ بعد خوندن کتاب داشتم، یکی اینکه چرا فقط تا لبنان، چرا بعدش نه!؟ (آقای شجاعی لطفا ادامه اش بدید!😁)

و‌دومیش اینکه چرا کسی هنوز این فیلم رو نساخته؟!(اگه اقای سلحشور‌ خدابیامرز زنده بودن، می نوشتم: آقای سلحشور لطفا این فیلم رو‌بسازید!😊)

پ.ن۳: چمرانِ دوست داشتنی، دوست داشتنی تر شد برام... ان شاءالله خدا علی القاعده ما رو شبیهش کنه! نه استثنا

پ.ن۴: یکی از کتاب های محشری بود که تا الان خوندم

راهی به سوی نور
۰۷ آذر ۹۷ ، ۱۱:۳۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

#دفترچه_نیم_سوخته_یک_تکفیری

#محمدرضا_حدادپور_جهرمی


-ارزشش رو داره؟ تو داری هم وطنای خودت و مسلمونا رو می کُشی!

-من داشتم با اسد می جنگیدم.

-با اسد؟ مملکتت رو تبدیل به خاک و‌خاکستر کردی! داشتی با اسد می جنگیدی؟

- دستور این بود: اسد باید بره.

-دستور؟ این چه حرفیه؟ می دونی همونایی که بهت دستور می دن، الان دارن تو اروپا و آمریکا توی کاباره ها می رقصن؟ این فیلم رو از زن و دختر ابوبکر البغدادی تو صومعه ی لندن دیدی؟ این یکی فیلم رو از ابوعدنان توی کاباره دیدی؟ فیلم ابوعمر القفازی رو که داره بچه ها رو آزار جنسی می ده، دیدی؟


فیلم ها را برایش پخش کردند و دیده بان تکفیری با تعجب فقط نگاه می کرد و تند تند می گفت: الله اکبر. الله اکبر...


پ.ن: ۳ داستان کوتاه درباره تکفیری و داعشی ها، داستان هایی که با خوندنشون با بخشی از حقیقت و‌ماهیت این گروهک و اهداف پشت پرده ی اون ها آشنا می شید

پ.ن۲:  نسبت به کتاب های دیگه اش، تقریبا کتاب متفاوتی از نویسنده بود.

پ.ن۳: #کتاب_امانت_گرفتم

راهی به سوی نور
۲۳ آبان ۹۷ ، ۲۲:۰۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

#جانستان_کابلستان

#رضا_امیرخانی

#نشر_افق


بگذار ساده بگویم،-نه مثلِ یک کارشناسِ رسمی- که شاید فاصله ی آن ها(افغانستان) با ما این قدر زیاد باشد، اما فاصله ی ما با آن ها، بسیار کم است...زیرِ ۵سال...اگر ما مردم قدر یک‌دیگر ندانیم و قدرِ کشور ندانیم و قدر نظام ندانیم و افسارِ مملکت را بدهیم دستِ جاه طلبی چهار نفر قدرت طلبِ بی فرهنگِ سیاسی، یقین بدانیم که ظرفِ ۵ سال بدل خواهیم شد به نسخه ی برابرِ اصل هم‌سایه. گسل ها اگر تعمیق شوند و من و تو یک دیگر را دشمن بپنداریم، هزاران خطِ جنگِ دیگر بینِ ماهای دیگر و شماهای دیگر پدید خواهد آمد و... شاید دوباره در همین خانه ها زنده‌گی کنیم، اما کنارِ خانه هامان بایستی کسی با کلاشینکف راه برود...خدا کند که او از سرداران‌مان نباشد...

****

در حالت فیزیک حالتی هست در ماده به اسمِ تغییر فاز، مثلا تغییر حالتِ جامد به مایع، وقتی یخ ذوب می شود و به آب تبدیل می شود. در حالتِ تغییرِ فاز، اگر چه سیستم در حالِ گرفتن یا دادن انرژی است، اما دماش ثابت می ماند، یعنی به یخ گرما می دهیم، اما تا مدتی که به آب تبدیل می شود، دما در همان صفر درجه ثابت می ماند... فیزیک دانی که فقط به دماسنج اتکا کند، متوجه تغییر فاز نمی شود...

جامعه شناسِ بی توجه به تعمیقِ گسل هم، وقتی جامعه را آرام می یابد، مثلِ فیزیک دانِ دماسنج، تصور می کند که همه چیز در سکون و آرامش است...


پ.ن: کتاب سفر نامه ی نویسنده، درباره ی سفر اتفاقی اش به افغانستان است، آنجا که به قول خودِ نویسنده «پاره ای از تنش را جا گذاشته بود»

پ.ن۲: من دوست افغانستانی  زیاد دارم، و واقعا معتقدم «جوان مردمی هستند، مردم این دیار»

پ.ن۳: کتاب نظرم رو درباره کتاب بادبادک باز عوض کرد!

پ.ن۴: کاش من جزء اون دسته ی سوم دانش آموزانِ فارق التحصیل از دبیرستانِ آمریکایی توصیف شده در کتاب بودم! جدا دلم این مدلی اش را بیشتر می پسندد! و تازه دلم هم می خواهد برود و افغانستان را از نزدیک ببیند.

پ.ن۵: قلم امیرخانی عالیه! نگاهش جدید و تازه است و مثل همه ی کتابایی که ازش خوندم لذت بخش.

راهی به سوی نور
۲۲ آبان ۹۷ ، ۰۶:۵۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#سربلند

#محمدعلی_جعفری

روایت زندگی شهید مدافع حرم#محسن_حججی



پرسید: «چیکار کنم شهید بشم؟»

دست زدم روی شانه اش و با خنده گفتم: ان شاء الله ویژه شهید شی!»

گل از گلش شکفت.

- خب، حالا چیکار کنم؟

- به نظر من، ما خودمون نمی تونیم این راه رو بریم. باید یکی دستمون رو بگیره.

و بعد این شعر را برایش خواندم:

- گر میروی بی حاصلی / گر میبرندت واصلی / رفتن کجا؟ بردن کجا؟

مرتب گوشزد می کردم رفیقی از جنس شهدا داشته باشید. این حرف را از زمانی که تازه وارد مؤسسه شهید کاظمی شده بود، تکرار می کردم.

در مؤسسه طرحی راه اندازی کردیم به اسم «#رفیق_آسمانی».

خداوند در آیه ۶۹ سوره نساء می فرماید: (حسن اولئک رفیقا )

اینها رفیق های خوبی هستند.

بعد در ال عمران علتش را می فرماید: «زنده اند، از آنها کار برمی آید؛ چون عند هم یرزقون اند و آرامش بخش اند. به این سه دلیل، خداوند به شهدایش می بالد ...

پ.ن: شهید حججی برا خدا همه چیزشو آورد وسط خدا هم زیر دین کسی نمی مونه

پ.ن۲: چقدر اهل مطالعه بودن و دغدغه کار فرهنگی داشتن 

شهید حججی میگفتن:

اگه کتاب بخونید، معرفتتون زیاد میشه؛ اون وقته که ایمانتون قوی میشه....

راهی به سوی نور
۲۰ آبان ۹۷ ، ۱۴:۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر

#اژدودو_و_دو_داستان_دیگر

#کلر_ژوبرت


هر روز بچه های بیشه به صف می ایستادن تا با سرویس مخصوصشان به مدرسه بروند. اما مینی بوس مدرسه برای همه صندلی نداشت. چند نفرِ ته صف مجبور بودند تمام راه بایستند. یک روز اژدودو، اژدهای کوچولو، دیر رسید و نفر آخر صف شد. آه کشید و با خودش گفت:« حالا چی کار کنم تا بتوانم توی راه بنشینم؟»...

راهی به سوی نور
۱۹ آبان ۹۷ ، ۲۳:۵۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر