راهی به سوی نور

راهی به سوی نور

الهی به امید تو...
ما از نعمت های تو کفر را بیرون کشیدیم،
تو بیا از بدی های ما خوبی را به ما هدیه کن،
که آن کار ماست "بَدَّلوُا نِعمةَ اللهِ کُفراً"
و این کار تو "یُبَدِّل الله سَیِّئاتِهِم حَسَنات"...

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

مطالب پربحث‌تر

میگه: خوبه همتون یه مشت گدا گشنه اید، پومیشین میرین اونجا فلافل مجانی بخورید ، کباب ترکی، ماهی و...خوش می گذره دیگه! اسمشم میذارید حرکت انقلابی!!!!

می گم: ببخشید، میشه من برات یه حساب کتاب ساده کنم؟! هزینه ی گذرنامه و روادید من شد حدود ۳۵۰تومن، هزینه رفت از تهران به مهران و برگشتم یه چیزی حدود ۲۰۰تومن شد، هزینه ی اونجا هم در بهترین و کم سفر ترین(یعنی سامرا و کاظمین نری و خیلی جاها پیاده بری) حداقل۱۵۰تومن میشه، یعنی خالص ۷۰۰تومن پول سفرت میشه بدون احتساب پول محل اقامت و خریدها و گرفتن اتوبوس بهتر و ....

اونوقت من دیوانه ام واسه سه روز غذا خوردن انقدر سختی بکشم برم اونجا!!!همین تو شهرم میشینم بهترین غذا رو زنگ می زنم بیارن دم خونه ام دیگه!!!!

به خدا عقلم چیز خوبیه!شما یه کم فکر کن بعد به ما گیر بده....حسودی حسودی، به امام حسینم(ع) حسودی؟!

عراق

یس۶۶

وَلَوْ نَشَاءُ لَطَمَسْنَا عَلَىٰ أَعْیُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّىٰ یُبْصِرُونَ

ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﻢ [ ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻧﻴﺎ ] ﺩﻳﺪﮔﺎﻧﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺤﻮ ﻣﻰ  ﻛﻨﻴﻢ ،ﭘﺲ ﺑﻪ [ ﺳﻮﻯ ﻫﻤﺎﻥ ]ﺭﺍﻩ [ ﮔﻤﺮﺍﻫﻰ ] ﺑﺮ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﭘﻴﺸﻰ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﻧﺪ ؛ ﻧﻬﺎﻳﺘﺎ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻭ ﻛﺠﺎ ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﻨﺪ [ ﺻﺮﺍﻁ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺭﺍ ] ﺑﺒﻴﻨﻨﺪ ؟

راهی به سوی نور
۲۳ آبان ۹۶ ، ۱۰:۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

💠تا حالا عزیزی گم کردی؟

نه... نه... منظورم تو بازار نیست...

تو پارک و طبیعت هم نه...


منظورم گم شده اِیه زیر آوار... 

که ندونی زندگیش می تپه یا از تپش افتاده...


💠تا حالا شده وقت نداشته باشی؟

نه... نه... منظورم وقتِ شهر بازی رفتن نیست... 

وقتِ کتاب خوندن هم نه... 


حتی منظورم، وقتِ سرخاروندن هم نیست...

منظورم وقت عزاداری، برای عزیزته...


💠تا حالا شده هول هولکی چیزی بنویسی؟

نه... نه... منظورم مشق های کودکیت نیست... 

منظورم گزارش پرستاریِ اخر شیفت هم نیست...


منظورم وصیت نامه است...!


💠تا حالا شده نگاهت یهو رنگ عوض کنه؟

نه... نه... اصلا نمی خواستم از عشقِ اولت چیزی بگم...

 منظورم دیدنِ اولین بارِ بچت هم نیست...


منظورم نگاهیه به بچت که ندونی تو پس لرزه ی بعدی این نگاه ادامه پیدا می کنه یا نه؟


💠تا حالا شده صدای نَفَس نَفَس بشنوی؟

نه... نه... بعد از یه دویِ سریع رو نمی گما...

منظورم صدای نفسهات تو کوه نوردی هم نیست...


منظورم صدایِ نَفَس هایِ اخرِ پدر و مادرته کنارت...


💠تا حالا شده ندونی چی بگی؟

نه... نه... تو جلسه ی خواستگاری رو نمی گم...

پشتِ فرمون که عصبانی شدی هم نه...


وقتی که بخوای هم زمان خبر مرگ چند تا از عزیزای کسی رو بهش اطلاع بدی رو میگم...


💠تا حالا شده امیدت فقط به یکی باشه و دست از همه ی دنیا بشوری چون نمی تونن کاری کنن؟

اره... اره... منظورم وقتیه که زمین لرز گرفته از تبِ دوریِ یه منجی...

منظورم درست وقتیه که با تمام مصیبت ها و درد ها و رنج ها، خودتو، تو آغوشِ کسی حس می کنی که جبرانِ همه ی نبودن هاست...


(متن مالِ من نیست)

#دل_نوشته

#ز_ح

#خدایا_نگهدارمون_باش

#زلزله_کرمانشاه

راهی به سوی نور
۲۳ آبان ۹۶ ، ۰۰:۰۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#رسول_مولتان

#روایتی_از_زندگی_سردار_فرهنگی

#شهید_سید_محمد_علی_رحیمی

به روایت همسر شهید: #مریم_قاسمی_زهد

به کوشش: #زینب_عرفانیان


گاهی اوقات انسان بعضی از واژه ها را به اندازه تحت اللفظی‌اش، درک و حس می‌کند.واضح است که آشنایی با آن و فهم از آن، برایش محدود است.

و اما هنگامی می‌رسد که انسان با آن واژه‌ها زندگی می‌کند و روح خود را با روح آن معانی، می‌آمیزاند.

و آن‌گاه دیگر محدودیتی نیست، که دنیایی دیگر است، حال و هوایی دیگر است و به قولی عالمی دیگر...و از جمله آن واژه ها

هجرت است و غربت...

برای من حقیر، تا کنون ابوذر فقط یک نام بوده و ربذه فقط یک مکان. و اینک آرام آرام فهیمده‌ام که ابوذر تنها یک نام نیست؛ بلکه روحی است به بلندی همه غریبان و بی‌کسان، و ربذه تنها یک مکان محدود نیست؛ بلکه فضایی است برای تمام غریبان. و حقیقتا چه عالمی است این عالم ابوذر و ربذه!

که هم  یک بیابان بی کسی است و هم بارش عطر کرامت.

رسول مولتان

پ.ن: یه سری چیزا به معنای واقعی روزیت میشه! خوندن این دوتا کتاب پشت هم  روزیم بود

راهی به سوی نور
۲۱ آبان ۹۶ ، ۱۷:۰۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

اومد کوله ام ‌رو‌ بذاره توی بار بند ماشینش، یکی از پیکسلایی که روش بود،افتاد.

از زمین برداشتتش، نگاهش کرد، بوسید و گذاشت روی چشماش،بعد گرفت طرفم...

بهش گفتم،  برای خودش برداره...

تشکر کرد و‌ اومد تو‌ ماشینش وفورا  بالای افتاب گیر ماشینش گذاشت..

آخرش هم موقع پیاده شدن، کرایه رو که حساب کردیم، عکس روی ده هزار تومنی ها رو‌دونه دونه موقع شمارش می بوسید....


یونس۶۵

وَلَا یَحْزُنکَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ

ﻭ ﮔﻔﺘﺎﺭ [ ﺑﻰ ﺍﺳﺎﺱ ﻭ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﻧﺎﺭﻭﺍﻯ ] ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﻏﻤﮕﻴﻦﻧﻜﻨﺪ ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﻫﻤﻪ ﻋﺰﺕ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﻤﻨﺪﻯ ﺑﺮﺍﻯ ﺧﺪﺍﺳﺖ ؛ ﺍﻭ ﺷﻨﻮﺍ ﻭﺩﺍﻧﺎﺳﺖ .

راهی به سوی نور
۲۰ آبان ۹۶ ، ۱۶:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

هی اومدم بنویسم

هی پاک کردم...

هی نوشتم

هی گفتم این همه ی اون چیزی که دیدم و‌حس کردم نیست...

مگه میشه نوشت؟

مگه میشه رابطه ی عبد و‌مولا رو با کلمات بیان کرد؟

مگه میشه صفای بین الحرمین و پباده روی رو‌وصف کرد؟

مگه اصلا اینجا جای درد و دل های یواشکی من و امام حسینِ(ع)؟

نه...نمیشه

هیچی نمیگم....

فقط

ازت ممنونم که نه به لیاقت خودم، که نه به عدالت خودت

که به لطف و‌فضلت دعوتم کردی....


پ.ن: عاشق این مداحی ام...دوست داشتید گوش بدید...

راهی به سوی نور
۱۸ آبان ۹۶ ، ۱۶:۲۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

میگه: از صبح دعا می کردم که برای مراسم بیاید! تازه یه بشقاب حلوا هم گذاشتم کنار گفتم خدا کنه یکی پیدا شه بیاره براتون

میگم: (البته تو دلم) با اون دل بی کینه و بزرگی که داری بایدم بخوای و اجابت بشه!



دل پاک

غافر ۶۰

وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ


ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺗﺎﻥ ﮔﻔﺖ : ﻣﺮﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﻴﺪ ﺗﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﻛﻨﻢ ، ﺁﻧﺎﻥ ﻛه ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻣﻦ ﺗﻜﺒﺮ ﻭﺭﺯﻧﺪ ، ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻯ ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺭﺳﻮﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﺩﺭﺁﻳﻨﺪ.

راهی به سوی نور
۰۵ آبان ۹۶ ، ۱۶:۴۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر


 از اولین ویژگی های فردی که مدعی پیروی از مرام و مسلک مراد خود است و ادعا می کند ولی و سرپرستی دارد، آن است که بتواند نظر او را در موقعیت های مختلف یا بداند، یا بپرسد و یا اگر مقدور نبود پیش بینی کند.

حالا این فرد را خودمان تصور کنیم و آن مراد را حضرت آقا...


مقام معظم رهبری، آیت الله خامنه ای

با دقت و شاید حسرت به سوالات زیر جوا‌ب دهید، فقط یادمان باشد در پاسخ ها لااقل به خودمان دروغ نگوییم.

از همین اتفاق اخیر شروع می کنیم..

راهی به سوی نور
۱۵ مهر ۹۶ ، ۰۲:۰۸ ۰ نظر


این خانم یه خارجیه!خوب؟

با فرهنگ و هنجار و ارزش های شاید متفاوت...

اون اقای پشتشو می بینید؟ نه! نمی بینید

چرا؟

چون این خانم فکر کرده که شاید اون آدم دلش نخواد  به هر علتی عکسش دیده شه....خوب؟

.

.

خوب نداره که....

حالا من موندم، یارو  با اون همه ریش و انگشتر عقیق و یقه ی آخوندی، یا با اون چادر و رو گرفتن و ادعای کار انقلابی گری....

خیلی سخته بفهمی من که توی اون شبکه ها نیستم به خاطر امنیتش و ...( توضیحش محل بحثمون نیست) صد البته دلم نمی خواد عکسم هم باشه! حالا شما هی بگو عکسم رسمی و با چارچوبای دینیه!

نذاریم تو فرهنگمون خیلی چیزا فراموش بشه یا حتی عادی بشه..

آخه واقعا ادم می مونه چی بگه به یه عده!


#با_فرهنگ_باشیم


نکته نوشت: عکسم کاملا درست و حسابی بود! ولی ...کار، کارِ اشتباهی هست

راهی به سوی نور
۱۱ مهر ۹۶ ، ۲۰:۰۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

آیت الله حائری

راهی به سوی نور
۰۶ مهر ۹۶ ، ۱۶:۴۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر


 با توجه به اینکه در کل این سال ها این اولین باری بود که تشییع پیکر یک شهید انجام می شد و با توجه به اینکه اصلا این حضور جمعیت قابل پیش بینی نبوده و اصلا وقایعی مثل تشییع شهدای غواص و گردهمایی طرفداران روحانی و رییسی را این مِلک در خود ندیده! و با توجه بیشتر به اینکه اصلا امکان مدیریت حمل و نقل عمومی به ویژه مترو ممکن نبوده! و با توجه تر به اینکه شهید حججی همین دو ساعت پیش شهید شدن و اصلا زمان برای برنامه ریزی تشییع وجود نداشت ....و توجهات دیگر زیادتری که اصلا نه حوصله اش را دارم بنویسم نه اعصابش را! لازمه یه خسته نباشید بگم به شهردار، وزارت کشور،سپاه و تمامی دست اندر کارهای محترم که قشنگ معلوم بود تمام تلاششون رو برای هرچه باشکوه تر برگذار شدن مراسم انجام دادند...


راهی به سوی نور
۰۵ مهر ۹۶ ، ۱۱:۴۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر