راهی به سوی نور

راهی به سوی نور

الهی به امید تو...
ما از نعمت های تو کفر را بیرون کشیدیم،
تو بیا از بدی های ما خوبی را به ما هدیه کن،
که آن کار ماست "بَدَّلوُا نِعمةَ اللهِ کُفراً"
و این کار تو "یُبَدِّل الله سَیِّئاتِهِم حَسَنات"...

پیام های کوتاه

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۱۹ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۳۰ ضحی

مطالب پربحث‌تر

دو سال پیش محرم، به یه نیتی،‌ یه سیر مطالعاتی رو ‌راجع به قیام امام حسین(ع) و‌ دونستن بیشتر از این حادثه شروع کردم. خلاصه ای از اون مباحث هم در سلسله مطلب هایی با عنوان «عاشورا هنوز شب نشده»* در وبلاگ منتشر کردم. دو سال گذشت و‌من  به هزار و یک بهونه(دلیل نبودن ) وقت پرداختن به  ادامه اون کار رو‌ نداشتم. 


امسال به نیت دیگه ای، دوباره این سلسله مطالب رو ‌ادامه می دم...

برای خودم که خیلی مفید بود

ان شاءالله که برای بقیه هم مفید باشه...



برای مطالعه مطالب قبلی از موضوعات کنار وبلاگ «عاشورا هنوز شب نشده» رو انتخاب کنید...

--------------

شهید سید مرتضی آوینی اولین بار از این عنوان استفاده کرده بودند.

راهی به سوی نور
۱۶ مهر ۹۷ ، ۲۲:۵۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#جانستان_کابلستان

#رضا_امیرخانی

#نشر_افق


بگذار ساده بگویم،-نه مثلِ یک کارشناسِ رسمی- که شاید فاصله ی آن ها(افغانستان) با ما این قدر زیاد باشد، اما فاصله ی ما با آن ها، بسیار کم است...زیرِ ۵سال...اگر ما مردم قدر یک‌دیگر ندانیم و قدرِ کشور ندانیم و قدر نظام ندانیم و افسارِ مملکت را بدهیم دستِ جاه طلبی چهار نفر قدرت طلبِ بی فرهنگِ سیاسی، یقین بدانیم که ظرفِ ۵ سال بدل خواهیم شد به نسخه ی برابرِ اصل هم‌سایه. گسل ها اگر تعمیق شوند و من و تو یک دیگر را دشمن بپنداریم، هزاران خطِ جنگِ دیگر بینِ ماهای دیگر و شماهای دیگر پدید خواهد آمد و... شاید دوباره در همین خانه ها زنده‌گی کنیم، اما کنارِ خانه هامان بایستی کسی با کلاشینکف راه برود...خدا کند که او از سرداران‌مان نباشد...

****

در حالت فیزیک حالتی هست در ماده به اسمِ تغییر فاز، مثلا تغییر حالتِ جامد به مایع، وقتی یخ ذوب می شود و به آب تبدیل می شود. در حالتِ تغییرِ فاز، اگر چه سیستم در حالِ گرفتن یا دادن انرژی است، اما دماش ثابت می ماند، یعنی به یخ گرما می دهیم، اما تا مدتی که به آب تبدیل می شود، دما در همان صفر درجه ثابت می ماند... فیزیک دانی که فقط به دماسنج اتکا کند، متوجه تغییر فاز نمی شود...

جامعه شناسِ بی توجه به تعمیقِ گسل هم، وقتی جامعه را آرام می یابد، مثلِ فیزیک دانِ دماسنج، تصور می کند که همه چیز در سکون و آرامش است...


پ.ن: کتاب سفر نامه ی نویسنده، درباره ی سفر اتفاقی اش به افغانستان است، آنجا که به قول خودِ نویسنده «پاره ای از تنش را جا گذاشته بود»

پ.ن۲: من دوست افغانستانی  زیاد دارم، و واقعا معتقدم «جوان مردمی هستند، مردم این دیار»

پ.ن۳: کتاب نظرم رو درباره کتاب بادبادک باز عوض کرد!

پ.ن۴: کاش من جزء اون دسته ی سوم دانش آموزانِ فارق التحصیل از دبیرستانِ آمریکایی توصیف شده در کتاب بودم! جدا دلم این مدلی اش را بیشتر می پسندد! و تازه دلم هم می خواهد برود و افغانستان را از نزدیک ببیند.

پ.ن۵: قلم امیرخانی عالیه! نگاهش جدید و تازه است و مثل همه ی کتابایی که ازش خوندم لذت بخش.

راهی به سوی نور
۲۲ آبان ۹۷ ، ۰۶:۵۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#سربلند

#محمدعلی_جعفری

روایت زندگی شهید مدافع حرم#محسن_حججی



پرسید: «چیکار کنم شهید بشم؟»

دست زدم روی شانه اش و با خنده گفتم: ان شاء الله ویژه شهید شی!»

گل از گلش شکفت.

- خب، حالا چیکار کنم؟

- به نظر من، ما خودمون نمی تونیم این راه رو بریم. باید یکی دستمون رو بگیره.

و بعد این شعر را برایش خواندم:

- گر میروی بی حاصلی / گر میبرندت واصلی / رفتن کجا؟ بردن کجا؟

مرتب گوشزد می کردم رفیقی از جنس شهدا داشته باشید. این حرف را از زمانی که تازه وارد مؤسسه شهید کاظمی شده بود، تکرار می کردم.

در مؤسسه طرحی راه اندازی کردیم به اسم «#رفیق_آسمانی».

خداوند در آیه ۶۹ سوره نساء می فرماید: (حسن اولئک رفیقا )

اینها رفیق های خوبی هستند.

بعد در ال عمران علتش را می فرماید: «زنده اند، از آنها کار برمی آید؛ چون عند هم یرزقون اند و آرامش بخش اند. به این سه دلیل، خداوند به شهدایش می بالد ...

پ.ن: شهید حججی برا خدا همه چیزشو آورد وسط خدا هم زیر دین کسی نمی مونه

پ.ن۲: چقدر اهل مطالعه بودن و دغدغه کار فرهنگی داشتن 

شهید حججی میگفتن:

اگه کتاب بخونید، معرفتتون زیاد میشه؛ اون وقته که ایمانتون قوی میشه....

راهی به سوی نور
۲۰ آبان ۹۷ ، ۱۴:۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر

چرا ۴،۵سالی است که پیاده روی اربعین انقدر پررنگ شده است؟


یادم نمی آید اولین بار، کجا با این سوال مواجه شدم، اما یادم هست که در جواب دادنش ماندم، من تازه از سفر اولم برگشته بودم و این سوال و جواب های به شدت مغرضانه ی مطرح شده اش، سیستم دفاعی اعتقادی ام را به شدت فعال کرده بود. فقط می توانستم نپذیرم، اما جواب؟... تقریبا هیچ! 

چیزی برای گفتن نداشتم. من از کجا بدانم چرا پیاده روی اربعین جدیدا انقدر مهم شده است؟

راهی به سوی نور
۱۸ آبان ۹۷ ، ۰۰:۲۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

بدون شک بله!

همه ی آن ها که به این سفر رفته اند، و یا از جزییات این سفر باخبرند، بعید است که پاسخی غیر از این داشته باشند، حتی آن ها که قبل تر ها نظرات دیگری داده اند، الان در اینکه حضور زنان در  این حماسه لازم است شکی ندارند.

اما این حضور ولی و اما هایی دارد که باز هم برای آن عده که در شرایط واقعی و نزدیک این اتفاق بوده اند، احتمالا جای مخالفت ندارد، مثلا لزوم توجه به نکات امنیتی، توجه بیشتر در انتخاب پوشش و نحوه حضور در این مراسم، عدم اصرار بر حضور در مکان های شلوغ و پر ازدحام که تفکیک جنسیتی در آن وجود ندارد مثلا بین الحرمین در روزهای نزدیک به اربعین و...

اگر این شرایط در مورد زنان رعایت شود، بی تردید حضورشان نه تنها جای سوال ندارد که در برخی شرایط الزامی هم می شود.

شاهد مثال، کودکانی که در این مسیر حضور یافتند و جرعه جرعه ماجرای کل یوم عاشورا و کل الارض کربلا را از کام مادرانشان به ارث بردند.

سوال مهم ‌بعدی این است، آیا حضور زنان، موجب دست و پاگیری و سخت شدن پیاده روی برای مردان خواهد شد؟

بازهم بنده جواب سوال را بی تردید بله می دانم، حتما اگر همسر، برادر و پدری با یکی از زنان محارم خود به این سفر رفته باشد، گفته ام را تایید خواهد کرد.

چه انجا که کامیون های رایگان و پر ظرفیت برای حمل مسافران وجود دارد و تو به خاطر وجود یک زن، نمی توانی از آن استفاده کنی، چه ترس و لرزی که برای گم  شدن ها و جا ماندن ها داری، چه انتخاب های محدود تری که برای استراحت شبانه خواهی داشت چون دیگر وسط خیابان و کنار موکب های شلوغ و پر شده نمی توانی بخوابی، چه مراقبت هایی که زمان های ازدحام باید از محرم همراهت داشته باشی و...

اما و ولی این قضیه هم در جای خود مهم است.

اما

نمی توانی به این دلایل مانع حضورشان شوی، یعنی از نظر من، نباید مانع شوی...

انصاف نیست

زنان عفیفه ای که سال ها محجوبانه بچه تربیت کرده اند و کنار کار خانه، هزار و یک وظیفه ی ریز و درشت دیگر را بر عهده گرفته اند، حقشان حسرت عدم حضور در چنین جاذبه ای نیست...


به خاطر سختی کم تر، مانع آمدنشان نشویم.

خیلی ها حسرت های به دل ماندشان باعث می شود  تمام انگیزه و شور ادامه مسیرشان کم  رنگ شود...

لطف حضور در پیاده روی اربعین، با چیز دیگری جایگزین نمی شود


پ.ن: قطعا و بدون شک منظور من رفتن در هر شرایطی، با هر سختی و محدودیت و معذوریتی نیست. گاهی ماموریت تو، جای دیگری تعریف شده است که باید در پست خودت قرار بگیری، تنگه احدت را به بهانه های هرچند معنوی نباید رها کنی.

پ.ن ۲: برای آن ها که نمی توانند بروند چون  دست و بالشان بسته است چه مالی، چه زمانی و چه...

اجرتان محفوظ است اگر در سپاه حسین ع باشید در روزی که عاشورا است و زمینی که کربلا است.

راهی به سوی نور
۱۴ آبان ۹۷ ، ۱۲:۴۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

مردم عادی عمر خود را از حرکت زمین به دور آفتاب به دست می آورند. مثلا کسی که می گوید من پنجاه سال عمر دارم، منظورش این است که من پنجاه سال روی زمینی  زندگی کرده ام که پنجاه بار به دور آفتاب گشته است؛ ولی این عمر زمین است، نه عمر کسی که بر روی آن زندگی می کند ؛ مگر این که فرد مزبور در این مدت، پنجاه مرحله علمی و عملی را بگذراند ؛ وگرنه چنین شخصی کودک پنجاه ساله ای بیش نیست. دلیل ندارد که زمین به دور آفتاب حرکت کند، ولی عمر این شخص زیاد شود؛

چون زندگی هر کس محصول حرکت خود اوست، نه محصول حرکت دیگری. بنابراین سیرت و سنت هر کس، شناسنامه اوست و اگر کسی بدون هیچ گونه حرکت علمی و عملی در مدت زندگی اش، حرکت زمین به دور آفتاب را عمر خود به حساب آورد، این وصف حال متعلق به موصوف است. اگر انسان تحولی در علم و عمل پیدا کرد، این تحول حقیقتاً محصول عمر اوست و مبنای محاسبه عمر به شمار می آید.

آیت الله جوادی آملی


با این حساب ماها الان چندسالمونه؟!




راهی به سوی نور
۱۲ آبان ۹۷ ، ۰۰:۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

 جلو تر می رویم، زمان امام حسین ع ...

خطبه ی منا یادتان هست؟ 


بررسی صحبت های امام حسین در منا(دو سال قبل عاشورا)

" شما ای بزرگان که در علم و دانش پرآوازه و در نیکی و خیرخواهی معروفید، و به وسیلة خدا در دل مردم مهابتی دارید که شرافتمند از حساب می برد و ناتوان شما را گرامی می دارد و آنان که هم درجه شمایند و بر آنها حق نعمتی ندارید، شما را بر خود پیش می دارند، شما واسطة حوایجی هستید که از خواستارانشان دریغ می دارند و به هیبت پادشاهان و ارجمندی بزرگان در میان راه، گام برمی دارید. آیا همه اینها از آن رو نیست که به شما امیدوارند که به حقّ خدا قیام کنید؟ اگر چه از بیشتر حقوق خداوندی کوتاهی کرده اید از این رو حق امامان را سبک شمرده، حقوق ضعیفان را تباه ساخته اید و به پندار خود حقّ خود را گرفته اید. شما در این راه نه مالی خرج کردید و نه جانی را برای خدا که آن را آفریده به مخاطره انداختید و نه برای رضای خدا با عشیره ای درافتادید، آیا شما به درگاه خدا بهشت و همنشینی پیامبران و امان از عذاب او را آرزو دارید؟


امام ویژگی آدم های خاص جامعه و علت جانشینی یزید را ۶مورد می دانند:

۱-کوتاهی در ادای حق الهی و اهل بیت(ع)

۲-پایمال کردن حق ضعیفان و بی نوایان

۳- ناروایی در تصرف آنچه حق خود تصور می کردند

۴- عدم بخشش مال در راه خدا 

۵- عدم به مخاطره انداختن جان در راه خدا

۶- عدم بریدن از اقوام و خویشان برای رضای خدا


خلاصه ی این ۶مورد را بخواهیم بنویسیم چه می شود؟

همان ضایع کردن عبودیت و دنیا پرستی آیه ی قبل نیست ؟

نکته مهم:

ممکن است اگر این اتفاق ها مجددا افتاد، جامعه اتفاقات مشابهه را تجربه کند؟!



حوادث بعد از پیغمبر(ص)

بعد از پیامبر چه کردند تا بتوانند مسیر جامعه را منحرف کنند؟

۱-اولین قربانی، خودِ پیامبر بود.

از ممنوع کردن کتابت و‌نقل حدیث ایشان گرفته تا گفتن«حسبنا کتاب الله» خلیفه دوم.

چرا پیامبر باید حذف می شد؟ 

احتمالا حضور احادیث و بیانات باعث سوالانی در مردم و عوام و‌تازه مسلمان ها می شد که نباید بشود. مثلا شاید برایشان سوال می شد، اینکه پیامبر به امیرالمومنین فرموده اند، تو برای من چون هارون برای موسی هستی، یعنی چه؟ و احتمالا از این سوالات به چیزهای دیگری می رسیدند، مثلا خلافت بدون اذن پیامبر!!!


۲- آسیب بعدی دامن گیر راویان احادیث بود، کسانی مانند ابوذر، عمار و...کاملا تحت نظر بودند که حدیث خلافی(بخوانید خلاف مصلحت) را بیان نکنند.

۳- این دو اقدام کافی نبود، باید برای توجیه واضحاتی که خلاف سیره پیامبر بود، کاری می کردند، چه کاری بهتر از جعل حدیث؟

در تاریخ آمده، انقدر حقوق جاعلان زیاد بود که برخی کار سابقشان را رها می کردند!و به این شغل شریف روی آورده اند!

۵- نتیجه احادیث جعلی کاهش دادن جایگاه و تقدس پیامبر (ص) می شد. 

واضح است، پیامبرِ احادیث جعلی  ای که در آن، فراموش می کنند، خطا می کنند، امور دنیایی مردم را هم نمی داند، دیگر پیامبر عظیم الشان ابتدای اسلام نخواهد بود! (خواستید بفرمایید احادیث اینجوری رو چندتاشو مثال بز)

۶- و در کنار این کارها «بالا بردن شخصیت خُلفا، پازل را تکمیل می کرد.


پازلی که در تلاش بود حرف های زده شده توسط پیامبر را از میان راه بردارد،چون احتمالا مانع انجام دسته ای از اقدامات خلفا می شد. برای این کار چه باید می کردند؟

۱-گوینده را پایین بیاورند

۲- خود حرف ها را پایین بیاورند

۳- خلفا را بزرگ کنند


این اتفاقات، شما رو یاد چیزی نمی ندازه؟

مثلا بعد رحلت امام؟

چقدر امروز انتصاب حرف هایی رو به امام خمینی می شنویم که با امام جور در نمیاد؟

می گویند امام هم با حذف شعار مرگ بر آمریکا موافق بود! 

جان؟ امام؟

اگر می خواهید درستی این حرف را بسنجید، ببینید شیب تعامل امام بعد از قبول قطع نامه تا وفاتشان(حدود ده ماه) به چه سمتی است؟ به سمت تنش زدایی و‌دوستی و حذف شعار، یا دقیقا برعکس آن؟

 امام تندترین مواضعش را علیه آمریکا در ده ماه آخر دارد...


چرا امام باید تحریف شود؟ چرا بعضی ها خاطرات دو‌نفره خلاف سیاق امام می سازند؟ 

چون اگر مواضع امام باقی بماند، خیلی کار ها رو، خیلی ها نمی توانند انجام بدهند، امام نیم بند گزینشی، برای این عده مناسب تر است...


نکته و تذکر مهم: خداییش صرف انتصاب خونی به امام، می تونه باعث بشه، حرف صریح امام تحریف بشه؟ حرف هایی که سند و اتقانش کاملا مشخصه؟

اینجور‌جاها شنونده باید عاقل باشه! 

راهی به سوی نور
۲۹ مهر ۹۷ ، ۲۲:۴۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

#احضاریه

#علی_موذنی


این هم جزء عجایب است که علی خود زنده و حیّ و حاضر باشد، اما برای یاران رسول خدا که از تشخیص حق از باطل عاجز مانده اند، عمار یاسر معیار شود. وقتی روایت های مربوط به عمار را می خواندم، برایم این سوال پیش آمد که چطور می شود بعضی اصحاب پیامبر روایت حضرت را در خصوص عمار به یاد داشته اند، اما آنچه را که او بارها به صورت های گوناگون درباره علی فرموده، فراموش کرده اند؟ به یاد دارند که پیامبر فرمود، عمار را ستمگرانی می کشند که بر باطلند، اما به یاد ندارند که فرموده علی و اصحاب او حق اند. حق با علی است. هرجا علی باشد، حق نیز آنجاست.

نکته ی شگفت و تاثیر بار این که برای تشخیص حق از باطل به آنچه عمار می گفته و بر آن تاکید می ورزیده، توجه نداشته اند یا به این که در جبهه ی چه کسی و علیه چه کسی می جنگیده، دقت نمی کردند. فقط منتظر بوده اند ببینند عمار توسط چه کسی و کدام جبهه کشته می شود! 

پ.ن: قلم علی موذنی‌ رو‌بعد خوندن کتاب«نه آبی، نه خاکی» شناختم و بسیار دوست داشتم.

این کتاب هم خوب بود، ولی نه به اندازه نه آبی! 

پ.ن۱: هر چه معرفت بالاتر، محبت بیشتر، کتاب ترغیبم می کرد برم تو خط مطالعات جدی این طوری...

پ.ن۲: یکی دوتا ان قلتم به داستان هست...مثلا قضیه حضور نیافتن عبدالله ابن جعفر رو من تا الان یه شکل دیگه خونده بودم! و فکر می کنم اون شکل متقن تر باشه

راهی به سوی نور
۲۷ مهر ۹۷ ، ۲۱:۵۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر


جامعه ی بعد پیامبر چه شد؟ به کدام سمت حرکت کرد، آیا ۴مولفه آن زمان به کلی از بین رفت؟

۱-ظاهرا عبودیت هست

۲-ظاهرا عدالت هست

۳-تا حدودی معرفت هست

۴- محبت هم هست

پس اگر این ۴عنصر همچنان در جامعه هست، باید به روند قبلی اش ادامه می داد، پس چرا تغییر کرد؟؟؟؟؟؟

مشکل از اینجا شروع می شود.

این ۴عنصر، باید همراه «روح حاکم» همراه باشد، آن روح حاکم چیست؟ «ولایت»


خلفای بعد پیامبر، به ظاهر ۴خط پیامبر را ادامه دادند ولی، این رفتارها همراه روح ولایت نبود.

نکته اینجاست، ایمان آوردن های زمان پیامبر همراه با سیر تربیتی بود، اما شرایط بعد ایشان طوری است که ایمان می اورند اما خبری از تربیت نیست، ( یاد تشکلات دانشجویی می افتم، جذب می کنیم ولی خبری از تربیت نیست!)

شرایط آن روز جامعه این چنین است:

۱- گروهی اجبارا و به ظاهر ایمان می اورند(جریان فتح مکه)

۲- گروهی بادیه نشین ایمان می آورند ولی از اسلام چیزی نمی دانند،

۳- پیامبر هم از بینشان رفته و سیر تربیتی منظم و‌سازمان یافته وجود ندارد

نتیجه:

جامعه ای که از نظر کمیت بر تعدادش افزوده می شود اما از کیفیت در آن خبری نیست


این دردی است که نقاط مثبت موجود هم تحت تاثیر قرار می دهد.

چگونه؟....

به آیه ی زیر دقت کنیم:

مریم آیه ۵۹

فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا

ﺳﭙﺲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺴﻠﻰ ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ [ ﺁﻧﺎﻥ ] ﺷﺪ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺿﺎﻳﻊ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺷﻬﻮﺍﺕ ﭘﻴﺮﻭﻯ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ؛ ﭘﺲ [ ﻛﻴﻔﺮ ] ﮔﻤﺮﺍﻫﻰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ [ ﻛﻪ ﻋﺬﺍﺑﻰ ﺩﺭﺩﻧﺎﻙ ﺍﺳﺖ ]ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﻳﺪ.


ویژگی جوامع دینی انحراف یافته دو‌چیز گفته می شود

۱-ضایع کردن نماز(ضایع کردن عبودیت)

۲- پیروی از شهوات (دنیا طلبی)


ویژگی جامعه زمان امام حسین ع چطور بوده است؟...

راهی به سوی نور
۲۳ مهر ۹۷ ، ۲۲:۰۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

خُب نزدیک اربعین شد و بهونه گیری های نق نقو ها شروع شد!

چرا می رید زیارت؟ پولتونو خرج نیازمندای خودمون کنید!

پولتونو می ریزید تو‌ جیب یه مشت عرب! 

می رید مریضی میارید ایران و...



عزیزم

اولا شما جشن دندونی بچه ات چقدر خرجش شده بود؟ بهتر نبود اون تالار و کیک و خرج رو می دادی به همین نیازمندا!

یا دلبندم، بهتر نیست یه سال خرج مسافرت عید خارج کشورتو بدی همینا!؟


عارضم به خدمتتون که از قضا اونایی که زیارت های این مدلی می رن، غالبا به وضعیت مظلوم و‌نیازمند حساس ترن و بیشتر کمک می کنن، نمونه اش اینکه بزرگ ترین خیّر های مدرسه ساز ایران، بزرگ ترین نذری های ماه محرم رو هم تقبل می کنن!(فیلم مصاحبه باهاشون هست!)  خودشون می گن اگه این دومی نباشه، روحیه ی انجام دادن اون اولی هم نیست!



و‌... فکر‌نکنید اونا که می رن اربعین یه عده شکم سیرن که نمی دونن پولاشونو چی کار کنن ها! هستن زائرهایی که شده طلا بفروشن، می فروشن، ولی زیارت میان!


زیارت امام حسین(ع) کلی درس داره توش، که یکیش همونیه که می گی! کمک به نیازمند...وقتی معرفتت زیاد بشه، عمل بع دستور هم برات راحت تره، زیارت کردن یکی از روش های افزایش شناخت و گرایشه! پس احتمالا نتیجه های بزرگ تر از کمک به نیازمند، ثمره اش خواهد شد ان شاءالله...


بعد یه چیزی! شما که انقدر انسانیت برات مهمه! اونوقت نژاد عرب و عجم گفتنت تناقض توش نیست؟!


اگه نمی دونی بدون! اونجا عرب هایی هستند که تمام سرمایه ی سال رو جمع می کنن که همچین زمان هایی، بی منت، با افتخار و خواست قلبی، در راه امام حسین (ع) و زائراش خرج کنن، پس چششون دنبال پول من و‌تو نیست که هیچ! تازه پول غذا و‌ جا خوابمونم از جیب می ذارن!


اگر حرفاتون از سر جهالته، که ان شاءالله علم پیدا کنید

اما اگر مغرضانه است...

مخلص کلام اینکه، جمع کنید بساطتون رو!...


مشکل شما زیارت رفتن و نرفتن نیست!

فقیر و نیازمند هم اتفاقا براتون اولویت نیست...

مشکل پیوند و تحکیم ارتباط معنوی مردم با اهل بیت(ع) هست و‌بزرگداشت حادثه ی عاشورا! 


خوشحالیم که انقدر خار چشم شدیم!

راهی به سوی نور
۲۰ مهر ۹۷ ، ۰۱:۰۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

دریافت
حجم: 9 مگابایت
توضیحات: به ذهنتم خطور نکنه به خاطر مشکلات مالی امسال اربعین نری!

راهی به سوی نور
۱۸ مهر ۹۷ ، ۱۳:۴۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر