راهی به سوی نور

راهی به سوی نور

الهی به امید تو...
ما از نعمت های تو کفر را بیرون کشیدیم،
تو بیا از بدی های ما خوبی را به ما هدیه کن،
که آن کار ماست "بَدَّلوُا نِعمةَ اللهِ کُفراً"
و این کار تو "یُبَدِّل الله سَیِّئاتِهِم حَسَنات"...

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۲۴ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۴۱ برکت

مطالب پربحث‌تر

#دوره_های_رشد_تفکر_اجتماعی۱

(پیش از تولد تا تکلم؛ ظهور ولایت و تأدیب)

#احمدرضا_اخوت


دوره اول رشد اجتماعی را می توان به مراحل زیر تفکیک کرد:

۱-مرحله تمهیدات پیش از تولد فرزند

۲-مرحله خلق و تعلیم جنینی

۳-مرحله کفالت

۴-مرحله تعلیم کلام

سیر مراحل یاد شده، تعلیم ارتباطات و تعاملات صحیح به فرزندان است. از این دوره می توان با نام های مختلفی چون دوره ولایت یا تأدیب و یا تعلیم کلام یاد کرد و مهم ترین ویژگی این دوره را نیز می توان در این مسأله دانست که فرد خود هیچ نقشی در فرایند تعلیم و ‌ضابطه مند شدنش ندارد و تمام سهم تعلیم و تأدیب او با اولیای اوست.


پ.ن۱: این کتاب رو با دو‌ رویکرد و‌هدف بخونید:

۱-برای جبران کردن خلأهای تربیتی دوران های قبلی زندگیتون!(سیر و‌ سلوک فردی)

۲-برای دونستن الگوی تربیتی اسلامی بچه خودتون یا اطرافیانتون

پ.ن۲: «هیچ‌ پدر و مادری حق فرزندآوری ندارد مگر این کتاب را خوانده باشد»، قالَ من!😁

پ.ن۳: تازه خواندن کتاب به تنهایی کافی نیست، باید توضیحات صوتی استادچیت چیان رو هم گوش بدید(تو کانال مدرسه قران هست، خواستید بگید براتون نشانی  رو بفرستم.)

راهی به سوی نور
۲۳ تیر ۹۷ ، ۱۹:۵۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#حیفا

#محمدرضا_حدادپور_جهرمی


...داعش شکل گرفت. داعش ابتدا در آن سوی مرزهای عراق برنامه ریزی شد، سپس عناصرش در افغانستان و لیبی و ترکیه، تربیت نظامی شدند، به زندان رفتند و توسط امثال حفصه و امثال خواهران پلیدش تربیت شدند. توسط مفتیان تکفیری رژیم سعودی، از اهل سنت به وهابیت تکفیری تغییر ایدئولوژی دادند و نهایتا به جان و مال و ناموسمان افتادند...

پ.ن: کتاب مستند-داستانی است درباره ی یک زن صهیونیسم، که به دنبال یک ماموریت ویژه به زندان ابوغریب بُرده میشه! اون جا با دو مهره ی مهم ارتباط می گیره و شرح حوادثی که در ادامه ارتباطش با اون دو نفر رقم می خوره.

پ.ن۱: احساس می کنم یه جاهاییش رو می شد انقدر باز نکرد! دوست ندارم بعضی از توضیحاتش رو...

پ.ن۲: آدم از این همه حساب شده رفتار کردن اینا می ترسه! اما مطمئنه که زمین به مستضعفین، ارث خواهد رسید. ان شاءالله.

پ.ن۳: برای حفظ سلامتی همه ی سربازان گمنام امام زمان(عج) دعا کنیم همیشه. (الانم یه صلوات بفرستیم)

راهی به سوی نور
۲۱ تیر ۹۷ ، ۲۱:۳۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#لُبِّ_مطلب

#خلاقیت

#جیم_رندل


اخیرا یه مطالعه نشون داده که در حدود یک سوم از ما دچار عارضه بیش ارتباطی شدیم و به کلی خودمون رو ‌درگیر انواع مختلف وسایل ارتباطی الکترونیکی کردیم. در این شرایط پیدا کردن زمان آزاد برای فکر کردن بعید به نظر می رسه...استفاده از صفحات نمایش انواع وسایل الکترونیکی، از شاخه ای به شاخه دیگه پریدن، وقت کمی برای خلاقیت و اختصاص زمان مناسب به کارهای روزمره باقی می ذاره.

پ.ن: مامان خانم جان که به شدت از آدم های سرتو گوشی بدش میاد! میفرمایند آدمی که ۲۴ساعته تو فضای مجازیه! دیگه واسه ی فضای مجازیه! نه خونه!!!!(تکبیر)

پ.ن۲: منم از زیادی فعال بودن تو‌فضای مجازی بدم میاد! اندر احوالات «برخط»(فارسی آنلاین) بودن های خودمم یکی از این سه مورده!

۱-یا یادم رفته اینترنتم رو خاموش کنم( ۷۰درصد مواقع)- و‌ چه حجم الکی که برای به روزرسانی های خود به خود از دستم نمیره!-

۲-یا از میزبان اینترنت گوشیم(فارسیِ هاست، یا همون تترینگ) برای اتصال رایانه(فارسی کامپیوتر!) دارم استفاده می کنم.و اونم عموما برای جستجو(فارسی سرچ!) ‌مقاله و کارای درسی و دانشگاهیه(یکی از راه های خلاق کردن فکر اینکه برای کلمات معمول، جایگزین های مناسب تر انتخاب کنید!)

۳- آخرین احتمالِ بر خط بودنم، اینکه واقعا بر خطم و در در فضای مجازی حضور دارم!

پ.ن۳:کتاب خلاقانه ای بود، اما یه جاهایی اشتباهات و حتی تناقضات محتوایی هم داشت!

راهی به سوی نور
۲۰ تیر ۹۷ ، ۱۵:۱۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

تشکیلات بازی(بر وزن خاله بازی!)


دعوت شده بودم تا برای افرادی با سابقه ی فعالیت چند ساله در تشکیلات، صحبت کنم.

موضوعی هم که برای صحبت  گفته بودند تشکیلات بود.

چند روزی ذهنم مشغول بود که برای چنین جمعی چه باید گفت که تازه باشد، چه چیز بیشترین نفع را برایشان دارد.

به تک تک افراد آن جمع فکر کردم، به سابقه ی کارهای تشکیلاتیشان، به رفت و آمد هایی که با آن ها داشتم، به دوران حضور خودم در  جایگاه مشابه شان فکر کردم. به گذشتگانی که پر از درس عبرت بودن برایم و...

موضوع صحبت هایم را پیدا کردم.

تشکیلاتی بودن یا تشکیلات دان بودن!مسئله این است.

غالب افرادی که در این محیط ها حضور دارند فقط تشکیلات دان شده اند. آن ها کاملا بلدند برایت تشکیلات را تعریف کنند، ضرورت و چرایی حضور را بگویند، بیشترشان می توانند ساعت ها برایت از اخلاق تشکیلاتی حرف بزنند و از لزوم حل شدن «من» در «ما»ی تشکیلات بگویند.

گفتن صد باره ی این ها جز حوصله سر بردن، فایده ی دیگری برایشان ندارد.

چیزی که اکثر ما به آن نیاز داریم، آن است که چطور تشکیلاتی زندگی کنیم؟

اگر بعد سال ها فعالیت در تشکیلات، متوجه نباشم اگر با همکارم، دوستم، همسرم و یا هر کس دیگری ساعت ۴ بعد از ظهر قرار دارم، حضورم در ساعت ۴و پانزده دقیقه یعنی فاجعه، یعنی این چند سال فقط تشکیلات دان بوده ام.

وقتی هنوز عمده اختلافات خانوادگی من بر سر این است که توقع «من»در موضوعی، اجرا نشده است، یعنی «حل شدن در جمع» و «بی توقع و خالصانه» کار کردن تا به حال برایم لغت هایی بدون معنی بوده که فقط  تکرارشان کرده ام.

وقتی هنوز نسبت به انجام«وظایفم»، کاهل و سست عمل می کنم، یعنی ما مامور به انجام وظیفه ایم فقط برایم جمله ای زیبا و قابل تکرار بوده.وقتی برای رسیدن به نتیجه از هر راهی استفاده می کنم یعنی تشکیلات یادم نداده هدف وسیله را توجیه نمیکند یعنی چه. وقتی مرزهای محرمانه ها و نامحرم ها به بهانه های کار زیر پا گذاشته می شود یعنی اصلا هدف را گم کرده ایم.

وقتی به وقت بحران، شبیه همه ی اطرافیان عمل می کنیم، مانندشان عصبانی می شویم، بی فکر تصمیم می گیریم، و دست و پایمان را گم می کنیم یعنی تشکیلات، حل مسئله و مدیریت بحران را یادمان نداده است.

 برخی از ما، ادبیاتِ کلاممان، نوع رفتارمان، سطح معلوماتمان، مدیریت زندگیمان، چگونگی ارتباطاتمان و کلا سبک زندگی مان قبل و بعد از حضور در تشکیلات هیچ تغییری نمی کند که هیچ، متاسفانه به خاطر اعتماد به نفس های کاذب ایجاد شده در این محیط ها، بدتر هم می شود...

حقیقت این است ما گاهی راه را مقصد کرده ایم... و بدتر گاهی راه را هم گم کرده ایم...

توصیه ی خیلی مهم: اگر دوران زندگی شما به قبل از حضور در تشکیلات و‌بعد از حضور در آن تقسیم نشده و جهت زندگیتان صعودی نبوده، شما در حال خسران هستید، سریعا تشکلتان را ترک کرده و یا فکری به حال استفاده از فرصت حضورتان کنید!

راهی به سوی نور
۱۹ تیر ۹۷ ، ۱۵:۱۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

 توی تهران کافه و رستوران رفتن خودش یه فرایند پیچیده محسوب میشه، چه از لحاظ بررسی کیفیت و سالم بودن غذا، و چه از لحاظ قیمت و منصفانه بودنش، نکته ی اضافه ترش برای اونا که با امواج الفا اشنا هستن و بحث فعال شدن منطقه ی گابای مغز رو می دونن و برای روانشون دوزار ارزش قائلند بحث موسیقی پخش شده در محیط هست که بعد بیرون اومدن از اونجا دچار بیماری روحی نشن!

و نکته ی آخر مهم از نظر من هم اینکه اونجا دائم حرص نخوری که حقوق شهروندیت رعایت نمیشه( پدیده هایی از قبیل سیگار کشیدن و مواجهه شدن با صحنه های خارج از عرف و...)

پس اگه جایی رو این مدلی پیدا کردی باید خیلی هواشو داشته باشی!

من تا قبل از این تقریبا یه ۵،۴ جا رو سراغ داشتم.

دیروز به دعوت دوستی، اتفاقی! اینجا روهم پیدا کردیم.


کافه رستوران فانوس


هم ویژگی های خوب بالا رو‌داره، هم به شدت نزدیک مترو هست و‌رفت و آمدش راحته و هم کار جالب شون تو تصویر زیر بر محبتشان بر دلمان افزود!


پ.ن: آهنگ های پخش شده ی فضا هم انقدر جذاب بود که فلش بدم برام بریزن😁

پ.ن۲: اگه وعده های اصلی غذایی می رید باید قبلش رزرو کنید. ما شانس اوردیم که چیزی بهمون نگفتن!

پ.ن۳: پوسترش اینه:

پ.ن۴: شماهم اگر جای خوبی با ویژگی های بالا میشناسید بهم معرفی کنید.

راهی به سوی نور
۱۷ تیر ۹۷ ، ۱۰:۳۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

یک

دو

سه

چهار

پنج

شش

هفت

هشت

نه

ده

یازده

(خسته شدی؟!خوب با عدد می نویسم!)

۱۲

۱۳

۱۴

۱۵

۱۶

۱۷

چقدر زود حوصله ات سر رفت...

ادامه اش را نمی نویسم اما تو عددی که می خواهم بگویم را ‌تصور کن.

یعنی هزار بار دیگر از اول تا ۱۷بخوان...

خواندی؟

خوب طبیعتا نمیتوانی؟

حق داری 

اما...

قبل تر ها عده ای توانستند!

خواندن که چه عرض کنم

عملیاتی اجرایش کردند

واحد شمارششان  آدم بود... یک آدم، دو آدم، سه آدم و... ۱۷۰۰۰آدم.

توانستند ۱۷۰۰۰ موجود زنده را! آدم را! آن ها که نفس می کشیدند را به راحتی آب خوردن ترور کنند! به وحشت ناک ترین شکل ممکن.


خُب که چی..


تا دیروز شاید دانستنش انقدر مهم نبود

اما امروز باید بدانی 


چرا ؟

چون می خواهند از ندانستنت استفاده کنند تا جای #جلاد و #شهید را عوض  کنند‌.

(به بزرگوارانی که چیزی از این ماجرا نمی دانند یا فکر می کنند که می دانند و یا حتی واقعا می دانند هم توصیه می کنم فقط در حد یک دقیقه وقت بگذارند و در بخش جستجوی تصاویر  گوگل عبارت«جنایت مجاهدین خلق در ایران» را جستجو کنند. من جرأت استفاده از تصاویر را نداشتم!)


#هفته_حقوق_بِ_شَرّ_آمریکایی

راهی به سوی نور
۰۹ تیر ۹۷ ، ۰۵:۱۶ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر

آن زمان ها که بچه تر از  حالا بودم! از شهر شما فقط مَرمَرهای سفیدش خاطرم می آمد، سُر خوردن های روی شیب ها! بدو‌بدو کردن های توی حیاط، کبوتر هایی که انگار از کبوتر های شهر من شجاع تر بودند و دست یافتنی تر. باد خنک صحن ها هم یادم هست و اگر اشتباه نکنم همین بوی بهشت را هم به خاطر دارم.

راهی به سوی نور
۰۷ تیر ۹۷ ، ۰۴:۱۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

دیشب باختیم، اما خوشحال بودیم.

تیم مان برنده یا بازنده تا آخرین دقیقه تشویقش کردیم. 

داوید سیلوا فوتبالیست محبوبت هم که باشد، عکسش را به در و‌دیوار اتاقت هم که زده باشی، باز هم وقتی پای تیم ملی ات وسط باشد، دعا می کنی هیچ‌کاری از  پیش نبرد و تیمت برنده میدان باشد.

حتی اگر  اسپانیا تیمی باشد که قهرمانی اش را پیش بینی کرده باشی، بازهم در برابر ایران، حرفی از امید به پیروزی اش نمی زنی.

همه ی حاشیه های قبل و حین و‌ بعد بازی را فراموش می کنی، اینکه  چرا فلان بازیکن در فهرست تیم بود و فلان بازیکن از فهرست حذف شد هم حالا دیگر مهم نیست!

اینکه در انتخابات به آقای روحانی رای دادی یا نه؟ اینکه اصولگرایی یا اصلاح طلب؟ اینکه حجابت چیست هم  اصلا فرقی نمی کند. همه یک دست می شویم برای تشویق تیم ملی مان.

به قول بازیکن مان، همه یک خانواده می شویم. نه ١١نفره که ٨٥میلیون نفره از مرزمان دفاع می کنیم. جانانه دفاع می کنیم، حتی اگر مصدوم شویم تا توان داریم میدان را خالی نمی کنیم. حتی اگر معتقد بودیم تیم حریف قوی تر است.

همه از ملیتمان دفاع می کنیم، از بازیکن ایرانی.

دفاع می کنیم از....


تولید ملی مان

از کارگر ایرانی مان

حتی اگر....

محصول رقیب بهتر باشد، اگر بِرَند محبوب مان چیز دیگری باشد، حتی اگر از لحاظ  سیاسی و‌ظاهری شبیه هم نباشیم. حتی اگر اشتباهاتی هم داشته باشیم.

تا آخرین توان، دفاع می کنیم...

حتی اگر ببازیم...

از عملکردمان خوشحالیم...

راهی به سوی نور
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۵ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
راهی به سوی نور
۲۵ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۲۶

دلم میخواد با تمام وجود نسبت به متن دیدار دیشب غر بزنم....

ولی 

هی...

ریز نوشت:

پس چرا انقدر همه از متن راضی اند؟...

راهی به سوی نور
۰۸ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۱۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر