راهی به سوی نور

راهی به سوی نور

الهی به امید تو...
ما از نعمت های تو کفر را بیرون کشیدیم،
تو بیا از بدی های ما خوبی را به ما هدیه کن،
که آن کار ماست "بَدَّلوُا نِعمةَ اللهِ کُفراً"
و این کار تو "یُبَدِّل الله سَیِّئاتِهِم حَسَنات"...

پیام های کوتاه

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۱۹ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۳۰ ضحی

مطالب پربحث‌تر

۶۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتاب» ثبت شده است

#دوره_های_رشد_تفکر_اجتماعی_۲

#احمدرضا_اخوت

(از تکلم تا بلوغ، ظهور مشورت و ادب)


در دوره دوم رشد اجتماعی مقرر شده تا والدین با ولایتی که خداوند در اختیارشان گذاشته است، حدود شناسی و محدود شناسی را به فرزند بیاموزند تا ادب نیکو را به ارث گذارند و با آموزش مشورت توان اختیار و انتخاب را در او شکوفا نمایند.

والدین در کنار ایشان مربیان، موظفند در این دوره با تعلیم انواع علوم و تقویت تعبد و با تکیه بر فعال کردن انواع تفکر، شناخت و‌توجه فرزند را به تدریج نسبت به مواردی چون مسائل زیر تقویت کنند:

-خلقت، سلامتی، و صحت خود

-شناخت اعضای بدن و کارکردهای آن

- اهمیت وقت و اجل

-توان اختیار و انتخاب

-توان یادگیری و ذکر

- باید ها و نباید های زندگی.


پ.ن: برای تربیت فرزند کتابارو‌ نمی خونم، برای تربیت خودم دارم می خونم😂

نتیجه اینکه تا اینجا فهمیدم چقدر بی تربیتم🤪

راهی به سوی نور
۱۷ آبان ۹۷ ، ۱۹:۲۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#احضاریه

#علی_موذنی


این هم جزء عجایب است که علی خود زنده و حیّ و حاضر باشد، اما برای یاران رسول خدا که از تشخیص حق از باطل عاجز مانده اند، عمار یاسر معیار شود. وقتی روایت های مربوط به عمار را می خواندم، برایم این سوال پیش آمد که چطور می شود بعضی اصحاب پیامبر روایت حضرت را در خصوص عمار به یاد داشته اند، اما آنچه را که او بارها به صورت های گوناگون درباره علی فرموده، فراموش کرده اند؟ به یاد دارند که پیامبر فرمود، عمار را ستمگرانی می کشند که بر باطلند، اما به یاد ندارند که فرموده علی و اصحاب او حق اند. حق با علی است. هرجا علی باشد، حق نیز آنجاست.

نکته ی شگفت و تاثیر بار این که برای تشخیص حق از باطل به آنچه عمار می گفته و بر آن تاکید می ورزیده، توجه نداشته اند یا به این که در جبهه ی چه کسی و علیه چه کسی می جنگیده، دقت نمی کردند. فقط منتظر بوده اند ببینند عمار توسط چه کسی و کدام جبهه کشته می شود! 

پ.ن: قلم علی موذنی‌ رو‌بعد خوندن کتاب«نه آبی، نه خاکی» شناختم و بسیار دوست داشتم.

این کتاب هم خوب بود، ولی نه به اندازه نه آبی! 

پ.ن۱: هر چه معرفت بالاتر، محبت بیشتر، کتاب ترغیبم می کرد برم تو خط مطالعات جدی این طوری...

پ.ن۲: یکی دوتا ان قلتم به داستان هست...مثلا قضیه حضور نیافتن عبدالله ابن جعفر رو من تا الان یه شکل دیگه خونده بودم! و فکر می کنم اون شکل متقن تر باشه

راهی به سوی نور
۲۷ مهر ۹۷ ، ۲۱:۵۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#غدیر

#علی_صفایی_حائری


ولایت امام، بالاتر از محبت و دوستی و عشق است؛ 

که عشق علی در دل دشمنان او هم خانه داشت.

ولایت علی، 

نه علی را دوست داشتن 

که فقط علی را دوست داشتن است.

ولایت علی، علی را سرپرست گرفتن

و از هواها و حرف ها و جلوه ها بریدن است.

و این ولایت، ادامه ولایت حق است و دنباله ی توحید،

آن هم توحیدی در سه بعد؛ در درون و در هستی و در جامعه؛

که توحید در درون انسان ها، هواها و حرف ها و جلوه ها را می شکند؛

هواهای دل و حرف های خلق و جلوه های دنیا را.

و در جامعه طاغوت ها را کنار می ریزد

و در هستی خدایان و بت ها را.

پ.ن: چقدر آدم باید بی سعادت باشه که لیاقت ولایت پذیری از امیرالمومنین رو نداشته باشه؟ 

و ما چقدر ولایت پذیر واقعی هستیم؟

راهی به سوی نور
۱۱ مهر ۹۷ ، ۲۰:۰۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

#دیدم_که_جانم_میرود

#حمید_دولت_آبادی


حمید: مصطفی تو شهادت را چگونه می بینی؟

مصطفی در حالی که دستهایش را به دور خود پیچیده بود و فشار می‌آورد، ناگهان آنها را باز کرد و نفس عمیقی کشید و گفت: شهادت رهایی انسان از حیات مادی و یک تولد نو است.شهادت مانند رهایی پرنده از قفس است.

پ.ن: کتاب درباره ی رفاقتی مردانه بین نویسنده و دوست شهیدش است. رفاقتی که گاها غیر ملموس می شود! اما واقعی است

پ.ن۲: یه دوستی، کتابو‌برای امانت دادن به یه نفر دیگه اورده بود مسافرت، منم مجبور شدم یه روزه خوندمش!

پ.ن۳: دوست، باید به خدا نزدیک ترت کنه! درست مثلِ حمید یا مصطفی؟...فکر کنم هردوشون.

راهی به سوی نور
۱۰ مهر ۹۷ ، ۲۲:۳۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

#ای_کاش_گل_سرخ_نبود

#منیژه_آرمین


قاب عکس پدر را روی طاقچه گذاشت و قرآنی را که در پوشش مخمل سبز بود، بیرون آورد. لای قرآن پر بود از گل های محمّدی خانه پدر. سوره ای که پدر دوست داشت، در فضا مترنّم بود:« الرّحمن...».

صدای قرآن در میان پنجره های شب گرفته و در میان شاخه های تنها سپیدار حیاط پیچید.

گویی نوری بود که شعاعش تا مسافتی دور را روشن می کرد.

قلب گللر آرام گرفت. فهمید که قلب او راست می گفته و  حس کرد همه چیز درست می شود. حتی دردش را فراموش کرده بود؛ در حالی که هنوز یک قرص هم نخورده بود.

پ.ن:کتاب روایت زندگی گللر است، دختری که بعد از ازدواجش به ناچار زندگی اش تغییر زیادی می کند و این تغییرات تجربه های جدیدی را برایش رقم می زند. روایتی در میان گذشته و حال. 

پ.ن ۲: داستان پردازی خوبی داشت، فراز و فرودهای داستان کاملا به جا اتفاق میوفتاد. اما یه کم زیادی توضیح و تفضیل داشت.

پ.ن۳: عکسم که تابلوئه فتوشاپه!😁

پ.ن۴: کتاب هدیه دوران راهنماییم بود!!😳 یعنی اون موقع اصلا حال باز کردن کتابم نداشتم!( پیام اخلاقی: متناسب سن به اطرافیان کتاب هدیه بدهید!)

راهی به سوی نور
۱۲ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۱۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#علق

خاطرات ما و سوره مبارکه علق

#سمیه_افشار

با همکاری#احمدرضا_اخوت


می خواند، می نویسد، درس می دهد، می آموزد و می آموزاند.

به سیمایش که نگاه می کنی، آرامش می بینی و اشتیاق. آنقدر بی وقفه تلاش می کند برای نجات و هدایت مردم که گاهی گمان می کنی خودش را فراموش کرده است، از خودش که می پرسی می گوید هیچ است در دستگاه کبریایی رب عالم. می خندد و می گوید دست و‌ پایی می زنیم برای آنکه شاید بعد مرگ بگویند دوست داشت در جرگه صالحان دراید ولی بضاعت اندکش مجالش نداد، پس بر اندک او خورده مگیرید.

به خود می‌گویی اگر سعی و تلاش او اندک است، پس زندگی کردن تو‌ چیست؟ اگر بضاعت او مجالی برای صالح شدنش نمی دهد، پس تو در کجای راهی؟!!!

ترس تا عمق جانت نفوذ می کند. می ترسی از آن روزی که بعد مرگت بگویند هیچ‌دست و پایی نزد و دوست نداشت در جرگه صالحان قرار گیرد پس از خوبان جدایش کنید که جایگاهش دوزخ است...

پ.ن۱:...

پ.ن۲: تلنگر خیلی خوبی بود! ترس تا عمق جان رو میفهمم، خدایا، اگر همه ی کِشته های ما در آخرت بشه باغِ اصحاب جنه سوره قلم چه کنیم؟‌‌...

پ.ن۳: با بضاعت مُزجاتم چه کنم؟ فاوف لنا الکیل می کنی در حقم؟

پ.ن۴: برای بار چندم می گویم، علیکم به مدرسه قران دانشگاه تهران رفتن...

راهی به سوی نور
۰۹ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۱۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

#حیفا

#محمدرضا_حدادپور_جهرمی


...داعش شکل گرفت. داعش ابتدا در آن سوی مرزهای عراق برنامه ریزی شد، سپس عناصرش در افغانستان و لیبی و ترکیه، تربیت نظامی شدند، به زندان رفتند و توسط امثال حفصه و امثال خواهران پلیدش تربیت شدند. توسط مفتیان تکفیری رژیم سعودی، از اهل سنت به وهابیت تکفیری تغییر ایدئولوژی دادند و نهایتا به جان و مال و ناموسمان افتادند...

پ.ن: کتاب مستند-داستانی است درباره ی یک زن صهیونیسم، که به دنبال یک ماموریت ویژه به زندان ابوغریب بُرده میشه! اون جا با دو مهره ی مهم ارتباط می گیره و شرح حوادثی که در ادامه ارتباطش با اون دو نفر رقم می خوره.

پ.ن۱: احساس می کنم یه جاهاییش رو می شد انقدر باز نکرد! دوست ندارم بعضی از توضیحاتش رو...

پ.ن۲: آدم از این همه حساب شده رفتار کردن اینا می ترسه! اما مطمئنه که زمین به مستضعفین، ارث خواهد رسید. ان شاءالله.

پ.ن۳: برای حفظ سلامتی همه ی سربازان گمنام امام زمان(عج) دعا کنیم همیشه. (الانم یه صلوات بفرستیم)

راهی به سوی نور
۲۱ تیر ۹۷ ، ۲۱:۳۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#لُبِّ_مطلب

#خلاقیت

#جیم_رندل


اخیرا یه مطالعه نشون داده که در حدود یک سوم از ما دچار عارضه بیش ارتباطی شدیم و به کلی خودمون رو ‌درگیر انواع مختلف وسایل ارتباطی الکترونیکی کردیم. در این شرایط پیدا کردن زمان آزاد برای فکر کردن بعید به نظر می رسه...استفاده از صفحات نمایش انواع وسایل الکترونیکی، از شاخه ای به شاخه دیگه پریدن، وقت کمی برای خلاقیت و اختصاص زمان مناسب به کارهای روزمره باقی می ذاره.

پ.ن: مامان خانم جان که به شدت از آدم های سرتو گوشی بدش میاد! میفرمایند آدمی که ۲۴ساعته تو فضای مجازیه! دیگه واسه ی فضای مجازیه! نه خونه!!!!(تکبیر)

پ.ن۲: منم از زیادی فعال بودن تو‌فضای مجازی بدم میاد! اندر احوالات «برخط»(فارسی آنلاین) بودن های خودمم یکی از این سه مورده!

۱-یا یادم رفته اینترنتم رو خاموش کنم( ۷۰درصد مواقع)- و‌ چه حجم الکی که برای به روزرسانی های خود به خود از دستم نمیره!-

۲-یا از میزبان اینترنت گوشیم(فارسیِ هاست، یا همون تترینگ) برای اتصال رایانه(فارسی کامپیوتر!) دارم استفاده می کنم.و اونم عموما برای جستجو(فارسی سرچ!) ‌مقاله و کارای درسی و دانشگاهیه(یکی از راه های خلاق کردن فکر اینکه برای کلمات معمول، جایگزین های مناسب تر انتخاب کنید!)

۳- آخرین احتمالِ بر خط بودنم، اینکه واقعا بر خطم و در در فضای مجازی حضور دارم!

پ.ن۳:کتاب خلاقانه ای بود، اما یه جاهایی اشتباهات و حتی تناقضات محتوایی هم داشت!

راهی به سوی نور
۲۰ تیر ۹۷ ، ۱۵:۱۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

#خلاقیت

#برایان_تریسی

#ترجمه_وحیده_قسمی


خبر خوش این است که همه ی افراد به طور ذاتی خلاق هستند. خلاقیت ابزاری است که در طبیعت هر فردی قرار داده شده تا بتواند حیات داشته باشد و با مشکلات غیر قابل پیش بینی و‌چالش های روزمره دست و پنجه نرم کند. تنها فصل تمایز افراد در این است که برخی افراد از خلاقیت ذاتی خود بسیار استفاده می کنند و‌ برخی از این خداداد کم تر بهره می گیرند.


پ.ن: ای! کتاب بدی نبود.اما دسته بندی مرتبی نداشت. 

راهی به سوی نور
۱۷ تیر ۹۷ ، ۱۴:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

#لحظه_های_انقلاب

#محمود_گلابدره_یی

#کتاب


آیا به این نتیجه نمی رسی که جمله ی «بهشت زیر پای مادران است»، بزرگ ترین حرف است؟ اگر مادرت و مادر جامعه ات، تو را از همان لحظاتی که سر بر سینه اش گذاشته ای تا روزی که خود سری را بر سینه ات می گذاری، از همه ی زیر و‌بم های فکری و فلسفی و سیاسی و اجتماعی اجتماعت آگاهت کند، آیا دیگر دزدان ناآگاه، آگاه از زد و‌بندها و‌دروغ و دونگ هایی خواهند شد که توی آگاه را بتوانند در پناه این که می خواهند آگاهت کنند، آگاهانه کلاه سرت بگذارند و‌بر کولت سوار شوند ...آیا روزی بشر به این روز می رسد که همه ی هم و غمش را در این راه صرف کند که مادران را از همه چیز آگاه کند یا مام وطن آگاهی بسازد که تمام طفلان پاک و‌معصومِ شفاف ذهنِ ناآگاهش را زیر بالش بگیرد و پرورشش بدهد؟

پ.ن: کتاب روزنوشت ها و مستند نگاری های نویسنده است، از ماه های انتهایی حکومت پهلوی و روزهای پر تلاش و‌پر اضطراب نزدیک به پیروزی انقلاب اسلامی، از روزهایی که همه انتظار آمدن امام به کشور را دارند.

پ.ن٢: کتاب هدیه ی یه دوست بود! و چون خیلی بده کتاب هدیه رو نخونی! تمومش کردم

راهی به سوی نور
۰۳ تیر ۹۷ ، ۱۲:۴۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر