رو دم مزن
چهارشنبه, ۱۸ دی ۱۴۰۴، ۱۲:۵۴ ق.ظ
مثلا بلند بلند بخونی وگریه کنی...
در کنار دجله سلطان بایزید
بود تنها فارغ از خیل مرید
ناگه آوازی زعرش کبریا
خورد بر گوشش که ای اهل ریا
آنچه داری در میان کهنه دلق
میل آن داری که بنمایم به خلق؟
تا خلایق قصد آزارت کنند
سنگ باران بر سر دارت کنند؟
گفت یا رب میل آن داری تو هم
شمه ای از رحمتت سازم رقم؟
تا که خلقانت پرستش کم کنند
از نماز و روزه و حج رم کنند؟
پس ندا آمد ز وحی ذوالمنن
نی ز ما و نی زتو، رو دم مزن
"عطار نیشابوری"
۰۴/۱۰/۱۸
سلام علیکم
ایام به کام
میتوانید خاطرات و یادداشت های خود را در شبکه اجتماعی ویترین نیز منتشر نمایید
https://cafebazaar.ir/app/ir.vitrin.app
اکنون نام کاربریتان ازاد است و میتوانیم میزبان مطالبتان باشیم
ممنون