راهی به سوی نور

راهی به سوی نور

الهی به امید تو...
ما از نعمت های تو کفر را بیرون کشیدیم،
تو بیا از بدی های ما خوبی را به ما هدیه کن،
که آن کار ماست "بَدَّلوُا نِعمةَ اللهِ کُفراً"
و این کار تو "یُبَدِّل الله سَیِّئاتِهِم حَسَنات"...

آخرین مطالب

  • ۲۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۰۹ هوری
  • ۲۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۲۱ کوثر

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

مطالب پربحث‌تر

۹ مطلب با موضوع «این روزهای من» ثبت شده است

همه کنار اتند رادیولوژیست جمع شده بودند که CT دختر ۱۷ساله ای  که خودش را از ساختمان ۴طبقه  پایین انداخته بود، ببینند. طبیعتا چون آسیب زیادی دیده بود، نکات برای یادگیری هم زیاد داشت. از انگشت پا تا کاسه ی سرش شکسته بود. 

بین توضیحات استاد، هرکس اظهار نظری می کرد، یکی می گفت  به خاطر بازی نهنگ آبی بوده، دیگری می گفت احتمالا لحظه ی سقوط عزراییل جایی مشغول بوده وقت نکرده جانش را بگیرد... و همه اتفاق نظر داشتند  بد شانس بوده که زنده مانده.

اما ...

من طور دیگری فکر می کردم، اگر می مُرد، اگر با خودکشی می مُرد، چطور می توانست جبران کند؟ اصلا می توانست؟

خوش شانسی بیشتر از اینکه خدا فرصت دوباره بهش داد که شاید پشیمان شود؟ که شاید  به خاطر کاری که کرده ملعون ابدی آخرت نباشد؟

کاش زنده بماند. کاش اگه زنده ماند، از فرصتش استفاده کند.

یاد خودم افتادم...

من وضعیتم چطور است؟‌

کاش از فرصت زنده بودنم برای کاری که باید انجامش بدهم استفاده کنم.

کاش هم من، هم آن دختر ۱۷ساله، بفهمیم چرا  یک بار دیگه فرصت دوباره ی نفس کشیدن دادند.

کاش بفهمیم رسالت حقیقی  زندگیمان چیست تا بتوانیم در این فرصت های دوباره ی لحظه به لحظه جبرانش کنیم..‌‌.

راهی به سوی نور
۲۸ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۰۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

رزق من از این روزهای با تو تنها «با تو بودن» بود.همین کافی است.همین که مرا دیدی و شنیدی برایم کافی است

#اعتکاف

راهی به سوی نور
۱۶ فروردين ۹۷ ، ۱۸:۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

دیروز اتفاقی وقتی تلویزیون رو روشن کردم با این دیالوگ‌ها مواجه شدم:(برنامه ی قرعه کشی هدایای یه برندی بود!)

-تا اخر سال چیزی نمونده، شما که می خواید وسایل خونه رو عوض کنید، خوب زودتر بکنید دیگه! که بعدشم تو قرعه کشی بووووق شرکت کنید

-برید خرید کنید، وسایلو عوض کنید این آخر سالی، رنگ زندگیتون عوض شه...

.

.

.داشتم از یکی از خیابون های شهر عبور می کردم، مغازه های فرش فروشی، شلوغ نه! غلغله بود... واقعا عید میشه، باید همه فرش نو بخرن!؟!

.

.

.

. مسیر برگشت از دانشگاه من، از چهارراه ولیعصر(ع) می گذره، یعنی دلم می خواد گریه کنم انقدر ترافیکه! آخه چرا؟! 

.

.

.

بعد چند وقت دوستمو دیدم، میگه، سلام، خوبی؟ چه خبر؟ خریدای عیدتو کردی؟

-یعنی واقعا باید هر عید خرید کرد؟

.

این عید هیچی! هیچی ! نخریدم، چون واقعنی هرچی فکر کردم چیزی نیاز نداشتم... اگه زنده موندم و اتفاقی برام نیوفتاد بهتون می گم...شما هم تجربه کنید، بعید می دونم ادم رو بکشه😂

راهی به سوی نور
۲۲ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۴۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

- میگم من فقط یه خواسته دارم


-میگه: چی؟


.


.


.


-بریم آدم برفی مون رو تموم کنیم😀😁😂



پ.ن:  اگه حق انتخاب داشته باشم بین پشت پنجره نشستن و چای نوشیدن، با رفتن به بیرون و سرتا پا خیس شدن و‌ اصابت گوله های برف تو صورتم، حتی لیز خوردن؛ حتما دومی رو انتخاب می کنم😄


پ.ن۲: زمستونه خدا، سردِ ،دمش گرم!( آهنگ مزخرررررفی که زمینه فضای برف بازی مون نمی دونم توسط کی تو‌فضا پخش بود!)


پ.ن۳: عکس ما نیستیم! (چه معنی داره عکس خودمونو‌ بذارم!)

راهی به سوی نور
۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۳۲ موافقین ۱ مخالفین ۱ ۱ نظر

زلزله اومده...تو‌اون گیرو ویر،پسر دایی کوچک عزیزمان که اولین باره زلزله رو‌ تجربه کرده، می پرسه

زلزله مرده یا زن؟!

خدایا من جواب این بچه رو‌ چی بدم؟

راهی به سوی نور
۰۷ دی ۹۶ ، ۲۲:۰۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

#دیالوگ

« زندگی مثل بازی‌های کامپیوتری، هر غولی رو بکشی غول بزرگ‌تری میاد ولی تو دیگه توان جنگیدن رو داری.»

پ.ن: از معدود فیلم هایی بود که واقعا«عالی» بود...پیشنهاد می کنم حتما ببینید.

ممنون از کارگردان اولی، اقای #سید_محمدرضا_خردمندان 

راهی به سوی نور
۰۷ دی ۹۶ ، ۱۱:۵۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

با وجوده اینکه به شدت سرم شلوغه، اما ترجیح دادم یه کم فکر کنم! 

فیلم پر فکری بود...

اما به قول آبجی خانوم جان، دادگاه اجازه بده، مگه خدا اجازه داده؟

یادمه تو کلاس اخلاق حرفه ای هم کلی راجع به #اتونازی  صحبت شد.

دریای درون

🎬تا زمان هست، پرواز را بیاموز تا در بیکران ابدیت، حیران نگردی!


🎬برای دوست داشتن و عشق ورزی نیازی به دلیل نیست


🎬✅ایمانِ منِ که روش زندگیم رو تعیین می کنه!

اما برای اون، روش زندگیشِ که ایمانشو تعیین می کنه...


#دیالوگ_پر_معنای

#فیلم

#دریای_درون

#the_sea_inside

راهی به سوی نور
۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۵:۵۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

مرگ از نظر شما یعنی چی?

واسه یکی مثل من که فعلا تو بخشی کار می کنه که تعداد مرگ و میرش بالاست و هر روز از کنار سرد خونه بیمارستان رد میشه، واژه ی ترسناکی نیست.البته تا وقتی با من و اطرافیانم کاری نداشته باشه.اما از اونجا که «کل نفس ذائقه الموت»این مسیله دست ما نیست.

وقتی پدربزرگم وفات کرد کوچیک بودم،خیلی یادم نمیاد چی شد و من چی کار کردم.

اما وقتی مادربزرگم وفات کرد، اونم در روزایی که هیچ کس انتظارشو نداشت مجبور شدم که راجع به این موضوع فکر کنم.

آروم نبودم، و این آروم نبودنم دلیلش نامشخص بود.من تا اون لحظه انقدر درباره مرگ خودم و عاقبتم و آخرتم فکر نکرده بودم، فکر نکرده بودم  چقدر وظیفه به دوشم هست که ندیدمشون، یادم نبود که خیلی از جاها حقوقی گردنمه که ادا نشده و حتی تر شاید اصلا اون ها رو‌بر عهده خودم نمی دونستم...

تنها چیزی که اون روزها ارومم می کرد، این بود که از اعمال و‌رفتار مادر بزرگ تا اونقدری که من می دونستم مطمئن بودم. از این که اون نماز شب های مادر بزرگ حتما تو روزای حساب و کتاب به دادش می رسه....

توی اون روزهای تلخ و پر از اشک و آه،یه چیزایی خوب تو ذهنم حک شد

یه تصمیم های بزرگ خوبی که گرفته شد

که یه چیزایی رو برام بی اهمیت کرد و یه چیزایی برام خیلی مهم شد.

انقدر که حالا از مرگ که نمی ترسم هیچ(البته شاید اینطوری فکر می کنم)، حتی دلم می خواد نهایت تلاشمو کنم که خوب و آماده باهاش مواجهه بشم.

حالا دلم می خواد هر روز به روزی فکر کنم که حسرت «ای کاش» به دلم میمونه و از الان جلوش رو بگیرم...

قران خوندم...

در تمام این روزها...

و تازه فهمیدم «الا بذکر الله تطمئنن القلوب» به چه معناست...

قرآن تنها مانوس این روزهای من شد...

راهی به سوی نور
۱۱ آذر ۹۶ ، ۱۹:۱۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

هی اومدم بنویسم

هی پاک کردم...

هی نوشتم

هی گفتم این همه ی اون چیزی که دیدم و‌حس کردم نیست...

مگه میشه نوشت؟

مگه میشه رابطه ی عبد و‌مولا رو با کلمات بیان کرد؟

مگه میشه صفای بین الحرمین و پباده روی رو‌وصف کرد؟

مگه اصلا اینجا جای درد و دل های یواشکی من و امام حسینِ(ع)؟

نه...نمیشه

هیچی نمیگم....

فقط

ازت ممنونم که نه به لیاقت خودم، که نه به عدالت خودت

که به لطف و‌فضلت دعوتم کردی....


پ.ن: عاشق این مداحی ام...دوست داشتید گوش بدید...

راهی به سوی نور
۱۸ آبان ۹۶ ، ۱۶:۲۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر